صفحه اصلی      اخبار      امر به معروف و نهی از منکر      تربیت و آموزش اسلامی      صوت      فیلم      نگارخانه      تحلیل هفته      فراخوان مقاله   
 
 
 
 
 
تربیت و آموزش اسلامی کتابخانه مجازی
عنوان نصيحت هاى رهبرى راهگشاى عبور از بحران
موضوع

 مقدمه
 دولت كار و عمل
 دولت كارآمد
 عدالت پرورى
 نفى اشرافيگرى
 امانت و درستكارى
 مصداق هاى امانت
 برخورد با متخلف
 پاسخگو بودن
 هماهنگى و همنواختى
 سياست هاى هماهنگ
 توجه به معنويت و اخلاق
 نتيجه پرهيزكارى
 توجه به معنويت اجتماعى
 جامعه مطلوب
 آفت هاى اجتماعى
 نصيحت اول
 نصيحت دوم
 نصيحت سوم
 نصيحت چهارم
 نصيحت پنجم
 نصيحت ششم
 نصيحت هفتم

مقدمه
بصيرت و آگاهى رهبرى بزرگوار انقلاب اسلامى ، ايشان را در جايگاه ويژه اى قرار داده است . با اين اوصاف نگاه معظم له به واقعيت هاى پيرامون ، با زاويه اى تنظيم مى گردد كه اگر هر مريدى از آن الگو بگيرد، علاوه بر رعايت سير شرعى و قانونى ، رسيدن به كمال را ممكن مى بيند.
اين حقيقت ، هم ما را در پهنه اندرز و نصيحت به تذكار مسووليت متوجه مى سازد و هم مريدان را تشنه كلام گهربارى مى كند كه هر ذره آن ، توانايى درك موقعيت پيروزى را در وجود آنان مضاعف مى نمايد.
با توجه به اين واقعيت ، حضرت آيت اله خامنه اى در تاريخ 4/6/1380 در ديدار با اعضاى كابينه دوم آقاى خاتمى (رياست جمهورى ) هفت نصيحت مهم را به آنان يادآور شدند.
روزهاى آغازين كار هيات دولت جديد، همراه با اندرزهايى شد كه هر كدامش مى تواند راهگشاى بسيارى از مسايل و نافى تعداد زيادى از تنگناها و بحران ها براى دولتمردان باشد.
اهميت موضوع ها، نگارنده را بر آن داشت تا با تبيين /، راهى به عرصه يادآورى بگشايد و تفسيرى هر چند كوتاه بر گفتار رهبر معظم انقلاب اسلامى بنگارد.
اين تبيين در پنج بخش ، بر صفحه هاى هفته نامه پرتو سخن حك شد و نگاه هايى را با خود برد. تعدادى نويسنده را بر ادامه اين گونه تفسيرها ترغيب كردند و افرادى نيز بر چاپ آن به صورت كتاب اصرار ورزيدند.
اين كتاب كه مزين به متن كامل بيانات معظم له در جمع اعضاى هيات دولت جديد آقاى خاتمى نيز هست ، مكتوب همان تلاش است كه با اندكى تغييرات و عنوان نگارى ، آماده طبع گرديد تا شايد راهنمايى براى مديران اجرايى كشور و كارگزاران نظام باشد.
على شيرازى
دولت كار و عمل
رهبر فرزانه انقلاب اسلامى ، در روز دوشنبه 4/6/80 به مناسبت هفته دولت در ديدار اعضاى كابينه جديد به رييس ‍ جمهور و هيات وزيران تذكرات مهمى را گوشزد فرمودند.
دقت در يكايك آن نكات و عمل به فرامين حضرت آيت الله خامنه اى كه شرعا و قانونا همه موظف به اجراى آن هستيم راهگشاى بسيارى از مشكلات و عامل سعادت دنيوى و اخروى كابينه جديد و باعث حل معضلات جامعه است .
با توجه به اهميت مطالب نگارنده بر آن شد تا با نگاه بر نصيحت ها و اندرزهاى معظم له ، قلم را به چرخش در آورده و تجديد نصايح را در پهنه تذكر، زمينه اى براى يادآورى و عمل پسنديده قرار دهد.
رهبر معظم انقلاب در اولين نصيحت به كابينه جديد فرمودند: نصيحت اول من اين است كه دولت را، دولت كار و عمل قرار دهيد (1)
از فرصت زودگذر حداكثر استفاده را بكنيد و براى مردم كار كنيد تا بتوانيد هم رضاى الهى را كسب كنيد و هم البته نام نيك دنيوى و مردمى را كسب كنيد (2)
معظم له در همان جلسه فرمودند: الان براى شما شرايط فراهم تر است ، يك قلمش همين ذخيره تجربه است كه مورد تاييد من است ، لااقل خود آقاى رييس جمهور بعد از چهار سال كاملا با فنون و رموز اين كار آشنا هستند. علاوه بر اين ، خيلى از وزرا هم اين تجربه ها را دارند و مجموعه هيات دولت در حد خوبى از نصاب تجربه است
آقاى خاتمى نيز در روز يكشنبه 28/5/80 در جمع نمايندگان مجلس ‍ شوراى اسلامى ، قبل از شروع جلسه بررسى و راى اعتماد به وزراى پيشنهادى خود براى تلاش عملى در راستاى خدمت به مردم گفته بود: امروز اشكالات امكانات و موانع را بهتر از گذشته شناخته ايم و بايد با ويژگى هاى مشخص در چارچوب برنامه سوم توسعه و ديدگاه هاى عرضه شده رييس جمهور، به سرعت گام برداريم (3)
از اين رو هيچ عذرى براى عمل نكردن شعارها از سوى آقاى رييس جمهور و هيات وزيران وجود ندارد. همانگونه كه مقام معظم رهبرى فرمودند: مردم تشنه خدمتند (4) دوران شعارهاى پوپوليستى نيز به سر آمده و بايد براى خدمت به ملت و تقويت مديريت دينى و در نهايت براى كار آمدن نشان دادن نظام اسلامى ، وارد گود عمل بى وقفه شد.
دولت كارآمد
در اين پهنه براى كارآمدى توجه به نكات مهمى ضرورت دارد كه مقام معظم رهبرى به چند نمونه آن در جمع هيات دولت جديد اشاره فرمودند
الف . عناصر نزديك به خودتان را از آدم هايى انتخاب كنيد كه كار را بشناسند اگر افراد نا آشناى به كار در راس امور قرار بگيرند، جامعه را دچار آفت كم كارى مى كنند.
براى رهايى از اين آفت و حركت عملى براى خدمت به مردم ، بايد اصل را بر انتخاب ياران آشنا به كار قرار داد و از گزينش جناحى و باندى پرهيز نمود. چه بسا در انتخاب حزبى وصف كارآشنايى در رديف چندم قرار بگيرد.
ب . سواى از انتخاب همراهانى كار آشنا و كارآمد، نظارت دائمى بر كار مديران اجرايى از بديهيات است . از همين رو حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند: عامل موثر ديگر در كارآمدى ، زير نظر داشتن دائمى مديران است در اين عرصه ، رييس جمهور و وزيران ، بر جزئيات كار ياران همراه ، نظارت ويژه دارند. همين نگاه ، عامل توسعه كمى كار و رشد كيفى آن مى شود. زيرا: همراهان ناآشنا به كار، با نيروهاى كارآشنا معاوضه مى شوند، نيروهاى قوى تر به جاى افراد قوى مى نشينند، كسانى كه تخطى كرده اند، بر كنار و انسان هاى صالح جايگزين آنان مى گردند، افراد، شناسايى مى شوند و هر كس در جايگاه حقيقى خويش قرار مى گيرد، اشخاصى كه كار برتر را مرهون نظارت مى بينند، با دلگرمى بيشترى تلاش ‍ مى نمايند. سواى از آن شناخت نقص ها و همت در راستاى رفع نواقص و همچنين يافتن نقاط قوت و تلاش براى رشد در اين عرصه ها، نتيجه بارز نظارت دائمى بر كار مديران است .
ج . پى گيرى كارها، در راستاى اجراى فرامين و دستورالعمل ها، نكته ديگرى در جهت تحقق كارآمدى بيشتر است . لذا مقام عظماى ولايت فرمودند: پى گيريها خيلى خوب نيست ! بايد پى گيرى كنيم
د. بايد مديران زير دست نيز به مسوولان بالاتر گزارش كار بدهند. رييس ‍ جمهور و وزيران نيز بايد از آنان گزارش بخواهند، چنانچه حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند: (از مجموعه مديران ارشدتان گزارش بخواهيد).
گزارش هايى كه به صداقت آن يقين كنيم و در روند كارى بزرگان و مديران ارشد كارساز باشد.
اگر به اين فرامين توجه شود، قطعا شعارهاى دولتمردان پا به عرصه عمل مى گذارد و دولت به عنوان دولت كار و عمل ، شهرت مى گيرد.
عدالت پرورى
دومين نصيحت رهبر فرزانه انقلاب اسلامى به كابينه جديد، مساله عدالت پرورى بود. معظم له در اين باره فرمودند: اهتمام اصلى دولت در همه سياست هاى اجرايى و بخشى ، بايد رفع محروميت به نفع ايجاد عدالت باشد. براى رسيدن به عدالت ، توجه به دو نكته مهم ضرورى است :
الف . خدمت به محرومان ،
ب . روى نياوردن مسوولان به اشرافيگرى و جداشدن از صف مستضعفان براى خدمت به محرومان ، ايجاد اشتغال ، حل معضل مسكن و بهبود وضعيت درمان آنان ، ضرورى است و بايد در اولويت قرار بگيرد.
اگر در اين اولويت بندى ، اين سه معضل مهم از ميدان نياز محرومان رخت بربندد، گام هاى مهمى به سوى عدالت برداشته شده است .
نفى اشرافيگرى
براى سرعت بخشيدن به اين حركت ، نياز است دولتمردان براى نفى اشرافيگرى و زدودن اين آفت از دامان خود، تلاشى بى وقفه بنمايند.
از اين رو مقام معظم رهبرى فرمودند: از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مى كند، نمودار اشرافيگرى در مسوولان بالاى كشور است
كشور، در راستاى تحقق جامعه علوى تلاش مى كند. اشرافيگرى با اوصاف جامعه علوى در تضاد است . حضرت اميرالمومنين على (ع ) در تبيين روش ‍ زندگى زمامداران و پيشوايان جامعه مى فرمود: خداوند بر پيشوايان حق فرض كرده كه فقيرترين زيردست خود را الگو قرار دهند، تا مباد فقير از فقر خود خجالت بكشد. (5)
چگونه شيعه و پيرو حضرت امير (ع ) در عرصه حاكميت و در جايگاه وزارت يا مديريت پايين تر، در اشرافيگرى غرق شود و جامعه را عملا دچار بى عدالتى كند. مقام عظماى ولايت ، به رييس جمهور و وزرا فرمودند: امسال را سال رفتار علوى نام گذارى كرديم . چه كسى بايد رفتار علوى داشته باشد؟ در درجه اول ، من و شما
اگر اين رفتار شكل بپذيرد، عدالت پرورى نيز محقق مى شود، والا از مى كوثر مى گوييم و مست شراب هواى نفسيم !
زندگى رهبر فرزانه انقلاب اسلامى براى همه ما در اين مسير درس ‍ است .
مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خمينى مى گفت : روزى به منزل ايشان (مقام معظم رهبرى ) رفتم ، يك فرش مندرس آنجا بود من از زبرى آن فرش به موكت پناه بردم (6)
در روز 19 خرداد 80 نگارنده توفيق شرفيابى به محضر معظم له را داشت شب ميلاد نبى مكرم اسلام (ص ) حضرت محمد بن عبدالله (ص ) بود. بعد از نماز مغرب و عشا، ايشان به خاطرات دوران تبعيد به جيرفت را مرور مى كردند. در آن نشست خصوصى ، حضرت آقا فرمودند: زمانى كه از كرمان مرا به بم منتقل مى كردند، من با ماشين خودم بودم و ماشين ژاندارمرى پشت سر من حركت مى كرد. من در آن روز يك ماشين پژوى 404 داشتم .
نگارنده عرضه داشت : آن ماشين اكنون كجاست ؟
معظم له فرمودند: الان در جلوى دفتر پارك است . با اين كه تاكنون چند دفعه معامله شده ، باز به خودم برگشته و الان هم همان ماشين را دارم !
براى من خيلى شيرين و جالب بود. شخصيتى كه هشت سال رييس جمهور اين مملكت بوده و اكنون نيز در سيزدهمين سال رهبرى خود به سر مى برد، همان ماشينى را دارد كه در زمان طاغوت با آن به تبعيد مى رفت !
چه مى شود كه همه ما اين گونه زندگى كنيم ؟ اگر حرف هاى ولايت را بر جان بخريم ، يقينا سعادت دنيا و آخرت را هديه وجود كرده ايم ، آيا اين گونه بهتر نيست ؟ از چه زمانى شروع كنيم ؟ همين الان بهترين لحظه آغاز است . مردم نيز در انتظار همين لحظه اند.
امانت و درستكارى
نصيحت سوم ما اين است كه اين دولت بايد شعار خودش را امانت و درستكارى قرار دهد.
اگر دولت متشكل از كابينه اى امانت دار و درستكار باشد، مساله عدالت پرورى نيز رونق مى گيرد. براى تبيين واژه امانت نياز به تعريفى جامع و مانع داريم . در يك تعريف كامل ، حكومت نيز امانتى در دست دولتمردان است كه بايد به آن خيانت نكرده و با درستكارى ، عزت حكومت و سعادت ملت را بر حقوق خويش مقدم دارند. يقينا در اين نگاه و تعريف ، اگر عزت و سعادت حكومت و ملت بر حقوق فرد تقدم پيدا كرد، آنچه در زمره حقوق شخصى شمرده نشود، به طريق اولى از دايره تصرف خارج است . فرد با اين بينش و نگرش ، قطعا به امانت خيانت نمى كند.
مصداق هاى امانت
براى امانت ، مصداق هايى قابل طرح است . حضرت آيت الله خامنه اى در اولين نشست با اعضاى كابينه دوم آقاى خاتمى ، مصاديقى از امانت را بر شمردند. ما نيز در يك رديف بندى ، مصداق هاى مطرح شده را بر مى شمريم :
الف . از جمله مصاديق امانت ، رعايت اولويت ها در هزينه كردن است . رهبر معظم انقلاب اسلامى فرمودند: گاهى هزينه ها، هزينه هاى درستى است ، اما اولويت دار نيست . شما نگاه كنيد، اولويت ها را با امكانات تطبيق كنيد. امكانات ما محدود است ، لذا اولويت ها را با امكانات چفت كنيد
ب . از فرصت هاى شغلى بايد در راستاى خدمت به مردم و جامعه بهره بردارى كرد، چنانچه مقام عظماى ولايت فرمودند: از فرصت هاى شغلى نبايد استفاده شخصى كرد.
حال بايد روشن نمود كه فرصت ها با موقعيت ها تفسير مى شوند، يا اين كه زمان را نيز بايد در آن دخيل كرد. در صورت دخالت زمان كه امرى بديهى است چه حدى را بايد براى آن متصور شد؟
حضرت آيت الله خامنه اى معتقدند: وزير كه در وزارتخانه هشت ساعت كار ندارد، وزير، تمام وقت در اختيار وزارتخانه است قابل توجه و دقت است كه معظم له مى فرمايند: اگر شما همت و نشاط حرف زدن و فكر كردنتان را جاى ديگر صرف كرديد، در حقيقت وقت وزارتخانه را غصب كرده ايد
بنابراين براى حفظ امانت و درستكارى ، لازم است وزير در طول شبانه روز، با جديت و پشتكار در راستاى خدمت به جامعه تلاش كند، از فرصت پيش ‍ آمده و موقعيت خود، براى حل مشكلات و معظلات مردم جديت نمايد و از فرصت هاى شغلى ، براى استفاده فردى بهره نبرد. استفاده شخصى از فرصت هاى شغلى ، غصب حق ملت و فعلى حرام است .
ج . وزير بايد با درك موقعيت شغلى و بهره بردارى از آن در جهت خدمت به جامعه - خصوصا محرومان - و با اولويت بندى هزينه ها، از ريخت و پاش ‍ در پهنه تلاش جلوگيرى كند.
ريخت و پاش در عرصه كار، عامل رشد اشرافيگرى در حيات فردى و اجتماعى مسوولان مى شود، و دو عيب بزرگ اشرافيگرى را در جامعه ترويج مى كند. نخست (اسراف ) گسترش مى يابد، و در مرحله دوم ، فرهنگ سازى اى شكل مى پذيرد كه بر چيدن آن به آسانى ممكن و مقدور نيست . آن گاه كه دفتر كار وزير، ميدان اسراف و ريخت و پاش شد، ياران همراه او نيز با تبعيت از وى ، فتيله اسراف را بالاتر مى كشند. بر فرض اگر وزيرى براى ريخت و پاش شد، حدى قايل بود، در نيروهاى پايين تر، اين حد برداشته مى شود و در بعضى از جاها براى آن وسعتى نمى توان تصور كرد.
در اشرافيگرى فردى ، گاه آن را در دامنه حلال تفسير مى كنيم ، اما قطعا اشرافيگرى اجتماعى ، چون با پول بيت المال شكل مى پذيرد، بايد آن را تنها در عرصه حرام جستجو كرد.
د. براى پاسدارى از امانت و درستكارى ، بايد با متخلفان برخورد شود. قبل از برخورد، بايد نوع تخلف ، ميزان جرم و نوع برخورد مشخص باشد. فرد متخلف نيز با سند روشن جرم ، شناسايى ، و سپس با توجه به حد برخورد، مجازات گردد.
برخورد با متخلف
مقام معظم رهبرى در فرمانى كه در تاريخ 10/2/80 براى مبارزه همه جانبه با فساد مالى و اقتصادى به روساى قواى سه گانه صادر كردند، در بند چهارم آورده اند: ضربه عدالت بايد قاطع ، ولى در عين حال دقيق و ظريف باشد. متهم كردن بى گناهان يا معامله يكسان ميان خيانت و اشتباه ، يا يكسان گرفتن گناه كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست (7)
معظم له در ادامه مى آورند: مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بى گمان ، اكثريت كارگزاران در قواى سه گانه كشور را تشكيل مى دهند، نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ناامنى كنند (8) يك برخورد دقيق و ظريف لازم است تا علاوه بر رعايت حفظ آبروى كارگزاران امانت دار، متخلف در چنگال قانون گرفتار آيد و با وى برخورد شود. حضرت آيت الله خامنه اى در جمع اعضاى كابينه جديد فرمودند: من واقعا مى بينم كه اين همه غصه و جوش خورده مى شود، خود رييس جمهور و ديگران دارند كار مى كنند، بعد يك نفر آدم بيايد از اين اوضاع و احوال استفاده كند و پولى به جيب بزند و همه را بد نام و دولت را خراب كند و مردم را نااميد نمايد، مگر اين قابل اغماض ‍ است ؟
اگر با اين غده سرطانى مسامحه شود، گاه يك غده كوچك ، جامعه اى را در هم مى نوردد. فرد اهل تسامح نيز در شكستن سلامت جامعه شريك جرم است ، لذا رهبر فرزانه انقلاب معتقدند: (تسامح در مبارزه با فساد به نوعى همدستى با فاسدان است .) (9)
پس اصل برخورد با متخلف ضرورى است . حال بايد پرسيد چه كسى با متخلفان مبارزه كند؟ مقام معظم رهبرى در اين خصوص مى فرمايند: نگذاريد اينها به قوه قضاييه برسد، خودتان با اينها در داخل دولت برخورد كنيد
اگر اين برخورد در دولت صورت نگرفت ، طبيعى است كه نوبت به قوه قضاييه مى رسد. اما راه صحيح و قانونى ، برخورد اوليه دولت با متخلفان دولتى است ، و در مراحل بزرگتر و دشوارتر، همراهى دو قوه با هم براى نفى متخلفان ضرورى است .
چنانچه حضرت آيت الله خامنه اى در نامه هشت ماده اى به روساى سه قوه آورده اند:(قوه مجريه با نظارتى سازمان يافته و دقيق و بى اغماض ، از بروز و رشد فساد مالى در دستگاه ها پيشگيرى كند و قوه قضاييه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن ، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالى كشور بردارد(10) قطعا اگر دو قوه مجريه و قضاييه از اجراى اين فرمان سر باز زنند، نوبت به مقام ولايت مى رسد. لذا معظم له در جمع وزيران جديد فرمودند:(اين نامه هشت ماده اى كه من به آقايان روساى سه قوه نگاشته ام ، جدى است . ما گذاشته ايم آقايان اقدام كنند، اما اگر اقدام نكنند، بنده خودم وارد ميدان مى شوم و اقدام مى كنم ).
ايشان در ادامه افزودند: (بعد هم اين ها مى آيند گله مى كنند، اما گله شان به جايى نخواهد رسيد، چون بالاخره بايد كار بشود).
آيا بهتر نيست قبل از هر اقدام رهبرى ، ديگران مريد مراد باشند و گوش به فرمان رهبر؟ يقينا در اين صورت هم تخلف كمتر مى گردد و هم زودتر جلوى خطاها گرفته مى شود.
سواى از آن ، روساى سه قوه به جاى گلايه با حركت عملى براى تقويت رهبرى انقلاب تلاش مى كنند.
پاسخگو بودن
نصيحت چهارم ما، پاسخگو بودن است
پاسخگو بودن يعنى چه ؟ براى تبيين واژه (پاسخگو) حضرت آيت الله خامنه اى مى فرمايند: (هر كارى مى كنيد، بايد طورى باشد كه براى آن استدلال توجيه قانع كننده اى داشته باشيد.... البته ممكن است آن استدلال ، غلط باشد و همه آن را نپسندند، اما شما استدلال داشته باشيد. پاسخگو بودن ، يعنى اين ) كار دولت و وزيران نبايد در عرصه عدم استدلال گرفتار آيد. امروز در بعضى از فعاليت ها، نشانى از استدلال يافت نمى شود. رييس جمهور و هيات دولت بايد جلوى اين هرج و مرج را بگيرند. اگر جلوى اين بى برنامگى گرفته شود، عدم پاسخگويى به روال تبديل نمى گردد، برنامه و نظم بر محيط كار سايه مى گستراند و كارآيى نظام بالا مى رود. در نتيجه علاوه بر پايين آمدن ضريب اسراف ، پهنه خدمت گسترش مى يابد. از اين رو مقام عظيم الشان ولايت مى فرمايند: (بايد با افراد بى استدلال غير امانتدار) برخورد شود، نگذاريد اين ها به قوه قضائيه برسد، خودتان با اين ها در داخل دولت برخورد كنيد.
برخورد سريع با مجرم ، هم مانع گسترش جرم است و هم مديران درستكار صالح و خدمتگزار را به كار دلگرم تر مى كند. لذا اگر دولتمردان هم در اين اقدام ، كوتاهى كردند، بر قوه قضاييه است كه بدون اغماض و با جرات وارد عرصه شود و جلوى اين زشتى را كه ما آن را اختلال در كار نظام مى دانيم و مانعى بر سر راه كارآيى بالاى نظام مى شمريم بگيرد.
حضرت آيت الله خامنه اى در ديدار با اعضاى مجلس خبرگان فرمودند: اگر مسوولان دولتى و قضايى با اين گونه خطاها برخورد مناسب و به موقع داشته باشند، ضمن آن كه دست هاى خيانتكار قطع مى شود، و مسولان نيز دقت بيشترى مى نمايند، كارآيى نظام اسلامى بيشتر و بسيارى از مشكلات فعلى حل خواهد شد) (11)
يكى از مشكلات مهم كه با اين برخورد از جامعه رخت بر مى بندد، مشكل عدم پاسخگويى است . در آن هنگام است كه دولت ، دولت پاسخگو مى شود، و عرصه شعار، جايش را با ميدان عمل عوض مى كند.
از اينرو: 1 - خريدهاى كلان بدون توجيه اقتصادى كه در زمره اسراف جاى دارد و بيت المال مسلمين را به هدر مى دهد، جايش را به خريدهاى ضرورى همراه با اولويت مى دهد،
2 - احداث ساختمان هاى ادارى با تبصره ضرورت هماهنگ مى گردد و در اين ساخت ، علاوه بر پرهيز از زياده روى در نوع و تزيين ، جلوى ريخت و پاش و در نتيجه ، تخلفات مالى گرفته مى شود
3 - تمامى سرمايه گذارى هاى دولت و شركت هاى وابسته به آن در مسير توجيه اقتصادى سامان مى پذيرد
4 - سفرها و ماموريت هاى وزيران و مديران نظام چه در داخل و چه خارج از كشور با يك برنامه ريزى مدون ، درجه بندى شده و بر اساس اهميت بالاتر، سواى از اسراف و تبذير و با حضور عناصرى كه وجودشان ضرورى و الزامى است ، انجام مى پذيرد
5 - دعوت هاى داخلى و خارجى و برگزارى كنگره ها و سمينارها نيز با رعايت اصل ضرورت و توجه به اولويت بندى ها و به دور از اسراف انجام مى شود.
6 - توزيع امكانات كشور در بين مسوولان نظام و مردم ، بر اساس اصل عدالت پرورى ، همراه با توجيه حقيقى پا به عرصه اجرا مى گذارد،
7 - استخدام و به كارگيرى نيروها براساس اصل شايسته سالارى شكل مى پذيرد و ضابطه هرگز جايش را با رابطه عوض نمى كند
8 - رشوه رانت و تنظيم اسناد صورى ، راهى به درون تفكر مدير نمى يابند، تا چه رسد به پهنه اجرا، كه مدير و وزير پاسخگو با همه توان با اين منكرات مبارزه مى كند
9 - كم كارى يا بيكارى جايش را با پركارى عوض مى كند و محيط كار به عرصه تلاش شبانه روزى تبديل مى گردد
10 - عدم پى گيرى از دامنه تفكر مدير و وزير خارج مى شود و پى گيرى در رديف برنامه مقبول آنان جاى مى گيرد
11 - كارهاى مهم و بزرگ رونق مى گيرد و مديران پر جراءت با توسعه كارهاى بزرگ ، كشور را در پهنه توانايى ، (مقتدر) مى كنند.
12 - اختلاف ، جايش را به رقابت سالم مى دهد و همه تلاش ها در راستاى رسيدن به هدف و عزت و سربلندى نظام شكل مى پذيرد. چه زيباست كه همه دولتمردان با استدلال تلاش كنند و با جلوگيرى از كارهاى بى استدلال و برخورد با افراد غير پاسخگو، زمينه كار غير مستدل را از بين ببرند و حوزه پاسخگويى را تقويت نمايند. تنها در اين صورت است كه نصيحت چهارم مقام عظيم الشان ولايت ، وارد پهنه عملى مى شود و فرمان معظم له بر زمين نمى ماند. تشنج سياسى ، هواى محيط كار و كشور را غبار آلود مى كند و آرام آرام در نظر افراد، تحزب را بر ارزش ها مقدم مى دارد. آنگاه كه تلاش ‍ شخصى جايگزين خدمت به مردم ، جامعه و كشور مى شود و دولتمردان در كم كارى غرق مى گردند، مشكلات كشور رو به گسترش مى رود و حكومت متهم به عدم كارآيى مى شود. به شهيد آيت الله دكتر بهشتى گفتند: چرا در برابر اين همه هجمه اى كه طيف بنى صدر به شما دارند، سكوت كرده ايد و از خود دفاع نمى كنيد؟ ايشان فرموده بود: (دعواهاى سياسى روزى 24 ساعت وقت لازم دارد، ما هم بيش از 24 ساعت در هر روز وقت نداريم ، اگر اين اوقات صرف دعواهاى سياسى بشود، از خدمت به كشور و مردم باز مى مانيم ) مقام معظم رهبرى فرمودند: (وزير كه در وزارتخانه هشت ساعت كار ندارد، تمام وقت در اختيار وزارتخانه است .) اگر يك ساعت از اين وقت را صرف كار حزبى و گروهى كند، از خدمت به جامعه بازمانده است ، چه رسد به اين كه تمام روز او در دعواهاى سياسى خرج شود. حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند: (اگر شما همت و نشاط حرف زدن و فكر كردنتان را جاى ديگرى صرف كرديد، در حقيقت وقت وزارتخانه را غصب كرده ايد)
حال اگر وقت مرده وزير هم در تحت سيطره تفكر حزبى او قرار گرفت تصميمات او از چه نوع تصميم هايى مى شود؟ در نگاه او، حق مقدم است يا حزب و گروهش بر هر حقيقتى تقدم دارد؟
در اينجا ديگر سخن از غصب يك ساعت و دو ساعت و چند ساعت نيست . او در هر روز 24 ساعت را غصب كرده و در حقيقت بر جايگاه غصبى تكيه زده است و بايد جايش را با فرد غير غاصب عوض كند لذا مقام ولايت به اعضاى كابينه جديد توصيه فرمودند:
الف . آدم هاى مساله دار جنجالى وابسته به فلان جناح و فلان حزب را نياوريد اينان يقينا وارد كار حزبى مى شوند و كشور را به درون آتش ‍ نهيج سياسى مى كشانند.
ب . وقتى بنا بر كار سياسى شد، از كار اصلى باز مى مانيد. نتيجه اش اين خواهد شد كه از كار مى مانيد و آن وظيفه اى كه بر عهده شماست ، به بار نخواهد نشست .
ج . اگر بنا بر كار و خدمت است ، آدم هايى بى مساله و غير وابسته به جناح و حزب بايد وارد عرصه تلاش شوند. زيرا هر چه كه فضاى كشور از تهيج سياسى دورتر باشد، شما بهتر مى توانيد كار كنيد
شايسته است هيات دولت ، خصوصا رياست محترم جمهورى ، به اين اندرزها توجه كنند، تا بار ديگر مقام معظم رهبرى مجبور نشوند بفرمايند: (من به بعضى از دوستان راجع به قضيه (نياوردن افراد حزبى به وزارتخانه ) سفارش كرده بودم ، اما گوش نكردند، لذا نتايج خوبى به بار نيامد.
اميدواريم با عنايت به نصيحت هاى رهبرى معظم انقلاب اسلامى ، نتايج مثبت آن را نظاره گر باشيم .
هماهنگى و همنواختى
نصيحت ششم (هماهنگى ) و (همنواختى ) است .
مجموعه دولت ، چون اتومبيلى است كه هماهنگى جز به جز آن با هم عامل حركت به سمت جلو مى شود، اين اتومبيل براى حركت در جاده تكامل براى رسيدن به هدف مطلوب نيازمند هماهنگى با ساير اجزاى جامعه اعم از پليس ، اداره راه و ساير نيروهاى در مسير نيز مى باشد. دولت جزئى از مجموعه نظام است ، و تحقق كمال و درك هدف نهايى جز با هماهنگى همه مجموعه هاى داخل در نظام ميسور نيست . هر چه همنواختى مطلوب تر باشد، رسيدن به هدف ، آسان تر و زودتر انجام مى پذيرد. اگر تفاهم ، جايش را به ناهماهنگى سپرد، تاخير در رسيدن به كمال حتمى است و اگر ناسازگارى جاى هماهنگى نشست ، درك هدف غير ممكن مى شود، خواه اين ناسازگارى از درون دولت برخيزد و يا عدم تفاهم مربوط به مجموعه هاى ديگر داخل نظام ، غير از هيات دولت باشد.
از اين رو تحقق اهداف دولت منوط به اين است كه :
الف . طبق قانون و شرع ، حركت دولت ، هماهنگ با تدابير مقام معظم رهبرى باشد
ب . هماهنگى و همنواختى كامل بين همه اعضاى دولت و وزارتخانه ها و ادارات دولتى مشهود باشد
ج . قواى سه گانه كشور به رغم عدم تداخل در كار يكديگر، در رسيدن به هدف مطلوب با هم هماهنگ عمل كنند. چنانچه حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند: (همه بايد يك آهنگ بنوازيد، تك نوازى و جدا شدن ، معنا ندارد)
چگونگى حركت را در نظام اسلامى ما، ولايت فقيه ترسيم مى كند. اگر دولت با تدابير مقام معظم رهبرى ، هماهنگ به پيش رود، قطعا همنواختى در دولت و با قواى ديگر قوت مى گيرد.
سياست هاى هماهنگ
مقام عظيم الشان ولايت مى فرمايند: (هيچ تحركى در خارج از كشور نبايد از پشتوانه بودن براى سياست خارجى ما منفك شود.)
اين سخن يك دستورالعمل براى سياست خارجى و تلاش هاى برون مرزى اعم از اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى و اجتماعى است .
اگر هيات دولت با اين فرمان هماهنگ شد، اعضاى آن نيز با يك آهنگ به پيش مى روند و مجلس شوراى اسلامى نيز با همان ديد، تلاش هاى برون مرزى را نظاره مى نمايد و قوه قضاييه نيز متخلف از اين قانون را مجرم مى شمرد و با او برخورد مى كند. درباره تلاش هاى درون كشور نيز دستور العمل هاى خاص بسيارى داريم . اگر هيات دولت ، مجموعه اى را موظف به تنظيم دستورالعمل ها بنمايد و چنانچه اشاره شد، گروهى را نيز مامور نظارت بر اجرا و پى گيرى فرامين و نصيحت هاى دلسوزانه مقام معظم رهبرى كند، يقينا عرصه سازگار، ناسازگارى را مى زدايد و در هر ميدانى جز (هماهنگى ) نمود پيدا نمى كند.
تنها در اين صورت است كه پهنه تلاش مادى و معنوى توسعه مى يابد و سعادت دنيا و آخرت مردم تامين مى گردد. آيا هدف خلقت چيزى جز عزت دو جهان براى بندگان خداست ؟ قطعا حكومتى كه بتواند به اين هدف دست يابد، با عظمت ترين حكومت است . جمهورى اسلامى ايران با توجه به نوع حكومت ، اين توانايى را دارد. اگر به نصيحت ششم مقام ولايت تن دهيم ، كار آمدى نظام را در عرصه عمل به نمايش گذاشته ايم . شيوه رفتارى و عمل ما، نسبت كارآمدى را بالاتر برده و علاوه بر دسترسى ملت ايران به هدف مطلوب ، جهان را تشنه اين نوع از حاكميت مى كند كه در پرتو دين ، رنگ الهى گرفته است .
توجه به معنويت و اخلاق
آخرين نصيحت من كه مهم تر بينش هم هست توجه به (معنويت ) و (اخلاق ) است .
اين توجه به دو قسمت تقسيم مى گردد:
الف . توجه فردى
ب . توجه اجتماعى
بايد تك تك اعضاى هيات دولت و همه مديران اجرايى كشور، براى خودسازى و كسب تقوا تلاش نمايند. حركت در مسير بندگى خدا و رشد اخلاق فردى و نفى اوصاف رذيله از پهنه زندگى شخصى ، باعث تعالى فرد و جامعه اند. مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى كابينه دوم آقاى خاتمى فرمودند: (خودتان را سرباز دين بدانيد) اگر كارگزاران نظام اسلامى ، سرباز دين بشوند، تمام تلاش آنان در راستاى كسب رضايت محبوب شكل مى پذيرد و تقواى آنان رو به افزايش مى گذارد.
نتيجه پرهيزكارى
فزونى تقوا كه نتيجه توجه فردى است فرآيندى دارد كه ذيلا مرور مى كنيم :
1 - رفع مشكلات
اگر مديران اجرايى كشور، سرباز دين شوند و در راه مستقيم الهى گام بردارند، تمامى مشكلات آنان و جامعه رفع مى گردد. چنانچه خداوند بزرگ مى فرمايد: (كسى كه خداترسى و تقوا داشته باشد، خداوند راه بيرون آمدن از مشكلات را به وى نشان مى دهد) (12)
2 - گشايش در ثروت
ثمره دوم پرهيزكارى و حركت براى رضايت خداوند، گشايش در ثروت است . پروردگار عزيز در ادامه آيه قبل مى آورد: (و از جايى كه گمان ندارد (و در فكرش هم خطور نمى كند) به او روزى مى رساند) (13)
3 - عزت و مقام در دنيا
توجه به معنويت و اخلاق از سوى فرد، عزت و سعادت در دنيا را براى شخص به ارمغان مى آورد و مقام دنيايى وى را نيز تضمين مى كند. قرآن مى فرمايد: (هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد (سرانجام پيروز مى شود) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى كند) (14) يعنى عزت و مقام نتيجه تقوا و نتيجه پاكى و خود نگهدارى است .
مرحوم صدوق نقل مى كند: روزى حضرت يوسف با عزت و شوكت از كنار زن عزير مصر كه بر مزبله نشسته بود مى گذشت ، زليخا وقتى اين عزت و شوكت را از يوسف مشاهده كرد، گفت : شكر آن خدا را كه شاهان را به جرم معصيت به بردگى كشانيد و بردگان را به پاداش طاعتشان به سلطنت رسانيد (15)
4 - بصيرت و آگاهى
از ديگر آثار توجه به معنويت و اخلاق ، بصيرت و آگاهى است ، يعنى انسان با تقوا و سرباز دين ، بينش خاصى در امور پيدا مى كند، و مى تواند به خوبى حق و باطل و دوست و دشمن را از هم تشخيص دهد. پروردگار كريم مى فرمايد: (اگر تقوا پيشه نماييد، خدا براى شما وسيله اى جهت جداساختن حق از باطل قرار مى دهد. (16)
5 - پذيرش اعمال
فرد خود ساخته ، همه اعمالش پذيرفته است ، لذا علاوه بر عزت در دنيا، در آخرت نيز بر اثر پذيرش اعمال وى ، در بالاترين رتبه جاى دارد. قرآن مى فرمايد: (خداوند، تنها از پرهيزكاران مى پذيرد.(17)
اين پذيرش عمل ، هم در دنيا مثمر است و هم در جهان واپسين ، وى را در زمره بزرگان دين جاى مى دهد. آيا سزاست گرهى را كه با دست قابل باز شدن است ، به دندان بسپريم ؟ در حالى كه امكان شكستن دندان وجود دارد! اگر مسوولان نظام به معنويت توجه كنند، به عزتى دست مى يابند كه آن عظمت ، يقينا در كارآمدى نيز موثر است و كارآمدى امروز، فردا آن ها را عزتمند خواهد ساخت .
توجه به معنويت اجتماعى
علاوه بر توجه فردى به معنويت و اخلاق ، كارگزاران نظام بايد به معنويت اجتماع نيز توجه كنند، چنانچه مقام معظم رهبرى فرمودند: همت شما اين باشد كه مردم متدين شوند.
وزير حكومت دينى بايد در راستاى تقويت دين و حاكميت اسلام در جامعه تلاش كند. اين حركت در وهله اول به خودسازى محتاج است . انسان خود ساخته ، در مسير تبعيت از هواى نفس و شيطان گام بر نمى دارد، لذا همت او در جهت بالا بردن معنويت و اخلاق مردم قرار مى گيرد. از اين رو توجه اجتماعى ، پس از توجه فردى مطرح شد، ثانيا دقت در مفهوم اين توجه ، نشانگر عنايت به اجتماع و ساختن معنوى جامعه است . مسوولان نظام اسلامى نمى توانند به اين نكته بى توجه باشند. اساس ‍ حاكميت آنان براى بقاى دين و رشد اخلاق جمعى و تحكيم پايه هاى معنويت اجتماع است . براى اين حركت لازم است :
1 - كارگزاران نظام پس از شناخت كامل اسلام ناب محمدى (ص )، حقيقت اسلام را براى جامعه ترسيم كنند.
2 - زمينه حصول انسانها به بندگى واقعى را در كشور فراهم سازند. براى تحقق يافتن اين زمينه ، ضرورت دارد:
الف . موانع اجراى اوامر الهى در جامعه برطرف شود.
ب . از بروز مظاهر فساد و شيوع گناه و بى دينى در جامه جلوگيرى گردد چنانچه حضرت آيت الله خامنه اى فرمودند: مساله استقرار معنويت و جلوگيرى از مظاهر فساد يا شيوع بى دينى و بخصوص تظاهر به اين معنا، جزو كارهاى واجب است
3 - به عوامل سرعت بخش و سهولت زاى در رسيدن به هدف ، عنايت خاص بنمايند.
الف . رونق بخشيدن به (نماز) و (دعا) از اهم مسايلى است كه در اين مسير بايد بدان توجه كرد
ب . تامين معاش مردم در اين نگاه ، جايگاه ويژه اى دارد، مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى كابينه دوم رياست جمهورى فرمودند: اعتقاد من اين است كه بخش هاى اقتصادى ما اگر مى خواهند مردم متدين شوند، معاش ‍ مردم را تامين كنند
ج . ياد مرگ و ترويج آخرت گرايى ، از جمله امور مهمى هستند كه معنويت جامعه را بالا مى برند و اخلاق اسلامى را در جامعه رشد مى دهند.
د. ترويج همزيستى سالم با خودى ها و تحكيم پايه هاى وحدت جمعى ، به حركت ما در رسيدن به هدف ، سرعت مى بخشد و ما را آرام تر و آسان تر به هدف غايى و كمال مطلق مى رساند.
4 - موانع در مسير حركت را براى جامعه و مردم تبيين كنند.
الف . يكى از مهم ترين موانع ، آرزوهاى طولانى است . امام على عليه السلام مى فرمايند: (اى مردم ! بيشترين ترس من بر شما از دو چيز است : يكى هواى نفس و ديگر آرزوهاى طولانى . اما پيروى از هواى نفس ، انسان را از راه حق باز مى دارد و آرزوى طولانى ، آخرت را از ياد مى برد. (18)
ب . دنياگرايى نيز مانعى ديگر بر سر راه رشد معنوى و اخلاقى جامعه مى باشد، دنياگرايى را بايد به سه دسته تقسيم كرد:
مال دوستى ، مقام پرستى ، قدرت طلبى .
اگر كارگزاران نظام از اين سه آفت به دور باشد و دنياگرايى را نفى كند، علاوه بر تذكار لسانى ، با عمل نيز زمينه گريز از دنياگرايى را در اجتماع فراهم مى سازد و به رشد معنويت جامعه كمك مى كند.
ج . حركت در مسير دشمن براى اين امر، ضرورت دارد زمينه شناخت دشمن براى مردم فراهم گردد، آفت هاى حركت در راه او تبيين شود و با تبليغ (تبرى )، خط روشن ميان دوست و دشمن در جامعه ترسيم گردد. تنها در اين صورت ، جامعه از مسير دشمن فاصله مى گيرد و اين مانع بزرگ نيز نفى مى شود و جامعه معنوى شكل مى پذيرد.
جامعه مطلوب
اگر مسوولان نظام و هيات دولت به اين نكات مهم توجه كنند و همت نمايند تا در راستاى عمل به نصيحت هاى رهبرى فرزانه انقلاب اسلامى ، مردم متدين شوند، يقينا جامعه اى مطلوب ، ثمره تلاش آنان خواهد بود. جامعه اى كه :
1 - با نگهدارى نفس از عذاب جهنم و خلود در آن ، به سوى انجام اعمال صالح و شايسته حركت مى كند.
2 - علاوه بر ترك گناهان ، از مشتبهات و مكروهات نيز دورى مى گزيند.
3 - تنها به خداوند بزرگ و آنچه مرضى اوست ، مى انديشد.
اين جامعه ، با جوامع غير الهى فرق مى كند و تفاوت هاى زيادى در اين پهنه قابل طرح است . دو فرق مهم در اين عرصه وجود دارد كه ذيلا به آن مى پردازيم :
الف . مردم در اين جامعه ، تنها از خداوند مى ترسند و از هيچ قدرت و دشمنى واهمه ندارند.
قرآن مى فرمايد: پس هر كه تقوا پيشه كرد و به كار شايسته همت گماشت ، هيچ ترس و اندوهى براى آن ها نخواهد بود. (19)
ب . نعمت هاى الهى و بركات خداوندى به سوى اين اجتماع سرازير مى شود. پروردگار عزيز مى فرمايد: اگر مردمى كه در شهرها و آبادى ها زندگى دارند، ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، بركات آسمان و زمين را بر آنهامى گشاييم (20) اين دو نكته مهم ، در امر توسعه اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى ، اجتماعى و حفظ امنيت و اقتدار ملى نقش اساسى دارند. چرا تلاش ها در اين مسير قرار نگيرد تا با رشد معنويت جمعى ، عظمت كشور را گسترش دهيم و استقلال ايران را بيمه نماييم ؟!
آفت هاى اجتماعى
اگر جامعه ما با توجه به بافت فرهنگى و نوع حكومت آن به اين حقيقت توجه نكند، انواع آفت ها آن را فرا مى گيرد:
1 - اين ملت با هويت ملى اش نابود مى شود.
2 - ضعيف مى گردد.
3 - تو سرى خور مى شود.
4 - مورد بى اعتنايى قرار مى گيرد.
5 - دچار ابتلائات و فلاكت هاى فراوانى مى شود.
از اين روست كه مقام معظم رهبرى فرمودند: بنابراين من ، هيچ حدى براى حمايت خودم از دولت و يكايك وزرا نمى گذارم اما اين حمايت مشروط به اين است كه اين جهات را رعايت كنيد. اگر من ببينم و تشخيص ‍ دهم كه من ديرهم جزم مى كنم . وزارتخانه يى دارد راهى بر خلاف راه صحيح حق كه قانون اساسى و سياست هاى نظام و اسلام براى ما معين كرده حركت مى كند، ديگر از او حمايت نخواهم كرد، با او مقابله هم مى كنم
براى اين كه با جداشدن كارگزاران نظام از اين راه ، انواع آفت ها جامعه را مى پوشاند، ارزش ها در اجتماع كم رنگ مى شود و دين مردم تضعيف مى گردد. هدف از خلقت ، بندگى انسان هاست . در يك نظام دينى ، وزير بايد در مرتبه اول به رشد معنوى و اخلاقى جامعه توجه كند، راز بندگى را كشف نمايد و راه رسيدن انسانها به عبوديت واقعى را ترسيم كند. چه نيكوست كه با دقت كامل به اين مهم توجه كنيم . بنابراين ضرورى است اندرزهاى پدرانه مقام عظيم الشان ولايت را ارج نهيم و بدان عمل نماييم ، تا در آينده اى نزديك جامعه اى علوى را شكل دهيم و زمينه اجراى دستورات اسلام ناب محمدى (ص ) را در سراسر گيتى به وجود آوريم .
حضرت آيت الله خامنه اى ،
در تاريخ 4/6/80، در ديدار اعضاى كابينه دوم آقاى خاتمى - رييس ‍ جمهور - نكات مهمى را به آنان گوشزد فرمودند. در ذيل متن كامل بيانات معظم له را مى خوانيم .
بسم الله الرحمن الرحيم
در ابتدا به همه ى شما خوش آمد عرض مى كنم و از خداى متعال متضرعانه و مبتهلانه ، مكرر درخواست كرده ام و مى كنم كه به شما كمك كند. بدون كمك الهى نمى شود وظايف سنگينى را كه امروز بر دوش مديران ارشد نظام - از قبيل شماها - قرار دارد، انجام داد. انشاء الله مشمول ادعيه ى زاكيه ى حضرت بقيه الله (اروحنا فداه ) هم باشيد و روز به روز رابطه ى قلبى شما با آن بزرگوار تقويت شود و از آن حضرت فيض بگيريد. همچنين نام و ياد شهيد رجايى و شهيد باهنر و خاطره ماندگار آنها را تجليل و تكريم مى كنم . حضور و شاهد بودن اينها به معناى حقيقى كلمه در جو ذهنى دولت و مسوولان محسوس است . اگر چه بعضى حضور اينها راحتى در ذهنيت هاى امروز نمى پسندند، اما خوشبختانه وجود دارد و وعده هاى الهى آنها را در همين مطالبى كه آقاى رييس جمهور بيان كردند و در بسيارى از گفته هاى دوستان مسوول مشاهده مى كنيم . همچنين از شهيد عراقى آن مرد پاكباز تجليل كنيم كه مثل ديروز به شهادت رسيد. هميشه سنت بر اين بود كه ياد آن شهيد عزيز هم زنده نگه داشته شود.
من هم به نوبه ى خود لازم مى دانم از دوستانى كه در دولت بودند و همكارى طولانى چهار ساله و بيشتر داشتند، تشكر كنم . از جناب آقاى دكتر حبيبى صميمانه تشكر مى كنم . يكى از محسنات كار آقاى حبيبى اين است كه كار پر حجم و پر منفعت ايشان هيچ گونه تظاهرى ندارد، يعنى آدم مغرض مى تواند آن نبيند، اگر چه آدم منصف حضور و سود آن كار را در طول عمر اين دو دولت - به مدت دوازده سال مشاهده مى كند، و من جزو كسانى هستم كه اين تاثير مفيد را مشاهده كردم ، / الله اجرتان را از خدا مى گيريد. از اين كه ندانند و نفهمند و انكار كنند، در ذهنتان برنياشوبيد، زيرا هر چه چشم و دل بيگانه ها به حريم كار مخلصانه اى انسان وارد نشود، انسان بيشتر بايد آن را مغتنم بشمارد. همچنين از بقيه اى دوستانمان ، جناب آقاى مظفر برادر بسيار خوب ، ارزشى و ارزشمند جناب آقاى كمالى ، جناب آقاى دكتر فرهادى و جناب آقاى دكتر نمازى همكار قديمى ما از اول انقلاب تشكر مى كنم . همان طور كه آقاى رئيس جمهور فرمودند، واقعا اين تعريف ها بجا بود.
همچنين طلب رحمت و مغفرت و رضاى الهى مى كنم براى مرحوم دكتر دادمان ، وزير با نشاط و پر همت و با اراده مان كه متاسفانه نتوانستيم از ظرفيت هاى پر ارزش وجود او استفاده كنيم و كارهايش نيمه كاره ماند. البته از آقاى خرم هم همان انتظارات و نسبت به ايشان همان ديد را داريم . من آقاى خرم را هم مى شناسم . بيش از ديدار و ملاقات ، من از سوابق و دوره اى دانشجويى شان خبرهايى دارم و مى دانم كه ايشان هم عنصر مومن و ارزشى و غيور در كار هستند، انشاء الله آن رشته ادامه پيدا خواهد كرد. امسال را سال رفتار علوى نام گذارى كرديم ، چه كسى بايد رفتار علوى داشته باشد؟ در درجه اول ، من و شما، چون ما رفتار علوى را در دوران حاكميت آن حضرت مورد توجه قرار داديم ، نه در داخل خانه يا مزرعه كه چاه مى كند، پس ما مخاطبان اصلى هستيم . كار خوبى كه روابط عمومى دولت كرد، اين بود كه امسال همه اى روزهاى هفته اى دولت را به نام اميرالمومنين گذاشت ، كار بسيار درست و منطقى اى بود. امسال ، سال رفتار علوى است و مسووليت هاى ما هم سنگين است . مسووليت بنده كه روش است چقدر سنگين است ، مسووليت شما آقايان وزرا و معاونان رييس جمهور هم خيلى سنگين است . اگر كار شما قوى باشد، مملكت را پيش خواهد برد و مردم را نسبت به نظام خوشبين خواهد كرد، اما اگر كر شما خداى نكرده ضعيف يا معيوب باشد، براى مردم دردسر و مشكل ايجاد خواهد كرد و آنها را به نظام بدبين مى كند. بنابراين بيش از آنچه كه يك وزير يا حتى مجموعه اى هيات وزيران ، مورد محاكمه و مطالبه اى مردم قرار گيرد، اصل نظام به چالش كشيده مى شود و مثلا مى گويند چرا وضع ترافيك ، امنيت و اقتصاد نظام اين گونه است ، نمى گويند چرا هيات وزيران اين طورى است ، مى بينيد كه در تبليغات دنيا هم بخصوص روى اين نكته تكيه مى شود، بنابراين تاثير ضمنى آن همين است .
الان براى شما فرصتى پيش آمده است ، هم اين فرصت براى شما به عنوان وزير پيش آمده ، هم اين فرصت براى نظام به عنوان يك تغيير و تبديل هيجان انگيز و شوق انگيز پيش آمده است . تغيير دولت ، يكى از حوادث سياسى جامعه است كه با هيجان و شوق و اميد همراه است و مقطع مغتنمى است و مردم از اين كه مى بينند جماعت جديدى ، روز جديدى و نفس جديدى وارد ميدان شده است ، احساس اميدوارى مى كنند، بايد از اين حالت روانى حداكثر استفاده را كرد.
خوشبختانه دولت در موسم قانونى خود تشكيل شد و من لازم مى دانم از مجلس شوراى اسلامى تشكر كنم . مجلس كه به همه ى وزرا راى موافق داد، واقعا به كشور خدمت كرد. اگر خداى نكرده آن طورى مى شد كه بعضى ها پيش بينى مى كردند و مى گفتند چند نفر از وزراى پيشنهادى راى نمى آورند، شما بدانيد ما نمى توانستيم امروز كار خود را شروع كنيم الان شما راحت مى توانيد كارتان را شروع كنيد، اين كمك مجلس بود و بنده هم از آنها متشكرم ، هم آنها را به خاطر كارى كه انجام دادند، دعا كردم .
الان ما بايد چه كار كنيم ؟ من عرض مى كنم كه دولت هاى گذشته و وزرايى كه قبل از شما بودند، نقاط قوت و ضعفى داشتند، نقاط قوت و ضعف آنها را به درستى پيدا كنيد و بنا را بر افزودن بر قوت ها و كاستن از ضعف ها بگذاريد، به شرطى كه در شناخت نقاط قوت و ضعف ، اشتباه پيش نيايد. من باز به برخى از امواج تبليغاتى فرهنگى مصنوعى و عمدتا وارداتى اشاره مى كنم كه سعى مى كنند برخى از نقاط قوت دولت هاى قبلى را نقاط ضعف وانمود كنند. اگر ما در دوره اى جنگ يا در دوره اى مرحوم شهيد رجايى در زمينه هاى اقتصادى فلان تصميم ها را گرفتيم و در زمينه هاى امنيتى فلان كارها را كرديم كه نياز كشور بود، امروز بعضى سعى مى كنند اينها را به عنوان نقطه اى ضعف معرفى كنند. اگر ما در آن موقع وزرايى داشتيم كه بعد از آن دوره وزارتشان تمام شد، وقتى مى خواستند روز جمعه به نماز بروند، همراه با زنشان سوار موتور سيكلت شدند و به نماز جمعه رفتند، اين نقطه اى قوت است ، اينها جزو افتخارات ماست ، اينها تابلوست و بايد بماند. اگر ما وزرايى داشتيم كه مقيد بودند در نماز جمعه شركت كنند و در ميان مردم بنشينند و حرف آنها را بشنوند، اينها نقطه اى قوت است . مرحوم شهيد كلانترى به من گفت در نماز جمعه نشسته بودم ، يك نفر به من رو كرد و گفت ببين چقدر زمانه عوض شده است . گفتم چه طور؟ آن شخص به كسى كه در صف جلو نشسته بود، اشاره كرد و گفت : او وزير است . مرحوم شهيد كلانترى مى گفت به صف جلو نگاه كردم ، ديدم عباسپور وزير نيرو است . به او گفتم پس من به يك چيز عجيب تر به تو بگويم ، من هم وزيرم ! خدا شهيد كلانترى را رحمت كند. آنهايى كه او را ديده بودند و مى شناختند، مى دانند كه آدم خيلى پر تحرك ، پر خون ، پر عظم و خيلى به دردبخورى بود. او هم واقعا از جمله ى كسانى بود كه از دستمان رفت . اگر وزرا به مناطق محروم سركشى مى كردند، اگر در كار تابلها غرق نمى شدند و به ميان مردم مى آمدند، اينها نقاط قوت بوده است . نقاط ضعف هم وجود داشته است . اگر ما انضباط ادارى كم و كار بلدى اندك و تجربه ى ناچيزى داشتيم ، اينها نقاط ضعف است ، بايد اينها را برطرف كنيم . نبايد در شناخت نقاط قوت و ضعف اشتباه كنيم اگر آن موقع وزيرى مثلا به خودش حق مى داده كه در زمينه هاى كارهاى مالى بر خلاف قانون عمل كند، به خيال اينكه دوران انقلاب است ، كارش نقطه ى ضعف محسوب مى شده است اوايل انقلاب وزيرى به من گفت كه من فلان چيز را از فلان جا مى آورم ، اما اگر اجازه ندهند، ديوار را سوراخ مى كنم و آن را مى آورم ! البته آن روز شايد كسى او را به خاطر آن مذمت نمى كرد، اما اين نقطه ى ضعف است . نقاط ضعف را كم كنيم ، نقاط قوت را اضافه كنيم و در شناخت نقاط قوت و ضعف ، اشتباه نكنيم .
دولت بايد دولت كريمه باشد. معناى اللهم انا نرغب اليك فى دوله كريمه اين است كه پروردگارا! ما دستهاى خود را بلند و دلهامان را به سوى تو عرضه مى كنيم و از تو دولت كريمه را مى خواهيم . اين دولت كريمه شرايطى دارد. البته ما از اول انقلاب تاكنون همواره خواسته ايم دولتها را دولت كريمه بناميم ، يكى از آرزوهاى ما اين است و بنده آن را دوست مى دارم ، شما هم دولت عزيز و دولت انقلابيد، اما حقيقت قضيه اين است كه دولت كريمه شرايطى دارد.
دولت كريمه ، دولتى است كه عزيز و سربلند و داراى اعتقاد راسخ به آن راهى است كه قانون اساسى و وظايف و سياستهاى نظام در مقابل او گذاشته است ، نفوذناپذير است و متاع خودش را به خاطر سبك كردن ديگران سبك نمى بيند، اما نكته يى كه امام صادق (ع ) - قريب به اين مضمون - به شيعه ى كه خود فرمودند كه اگر گوهرى در دست تو باشد و همه ى دنيا بگويند اين خزف است ، آيا عقيده تو بر مى گردد و احساس ‍ حقارت مى كنى ؟ گفت : نه ، گفتند: پس گوهرت را نگهدار.
دولت كريمه داراى پيام است و براى دنيا حرف نو دارد، ما اين حرف نو را داريم . امروز مردم سالارى دينى اى كه ما در كشور خود مطرح مى كنيم ، يك حرف نوست ، نه فقط به خاطر اين كه ما شاخه اى از مردم سالارى را داريم ارايه مى دهيم ، نه خير، ما در واقع داريم در مردم سالارى هاى دنيا شبهه مى كنيم . من حقيقتا در مردم سالارى هاى دنيا خدشه دارم ، براى خاطر اينكه انتخابات و گزينشها در دنيا تحت تاثير عوامل تبليغاتى اى است كه يكسره دست سرمايه دارهاست . چه كسى است كه از تاثير عوامل ارتباطى امروز يكسره غافل باشد؟ مى گويند روزنامه ها در امريكا يا در انگليس آزاد است . من سوال مى كنم كدام روزنامه متعلق به قشرهاى متوسط و پايين مردم است تا آدم از آزادى روزنامه ، آزادى آن قشر را كشف كند؟ روزنامه ها متعلق به چه كسانى است ؟ كارتل ها و تراستهاى بزرگ و سرمايه دارها. بله ، روزنامه ها آزادند، يعنى آنها آزادند كه هر چه مى خواهند، بگويند. آنها برخلاف مصلحت خودشان حرفى نمى زنند، اين مربوط به آنهاست كه مذهب و مادر و آورنده ى دموكراسى اند و به آن افتخار هم مى كنند. شما ملاحظه كنيد، دولت هايى هستند كه از آنها دموكراسى را گرفتند، مثلا در ميان همسايه هاى ما - من نمى خواهم اسم بياورم - دولتهايى هستند كه عنوان دموكراسى را با خود دارند، اما در حقيقت ، حاكميت با نظاميان است ، يك وقت كسى وسط ميدان مى آيد و بدون اينكه اعتنايى بكند كه انتخاباتى وجود دارد، همه را كنار مى زند و سر كار مى آيد و مى شود حاكميت نظامى ! يا حاكميت انحصارى احزاب است و كسى جرات ندارد غير نامزد آن حزب ، نامزدى معرفى كند، انتخاباتى با يك نامزد براى رياست جمهورى !
امروز در ميان كشورهاى اسلامى و در مجموعه هايى كه ما داريم در آن زندگى مى كنيم و با آنها تعامل داريم ، كدام كشور است كه مثل جمهورى اسلامى ، آحاد مردم ، قشرهاى گوناگون و طبقات متوسط آن بيايند و در انتخابات شركت كنند؟ اگر يك وقت سرمايه دارها هم بخواهند در حزب و جناح و تشكيلاتى اعمال نفوذ كنند، از ترس ، اين كار را مخفيانه مى كنند، چون بدنام هستند. من به شما عرض كنم ، در كشور ما اگر قرار شد مردم سالارى وجود داشته باشد و حاكميت در دست مردم باشد، جز در سايه اى اسلام و جمهورى اسلامى اين كار ممكن نيست . اگر سايه اى اسلام و جمهورى اسلامى در اين مملكت بود، به بركت اسلام و نفوذ روحانيت و به بركت چيزهايى كه در قانون اساسى وجود دارد، مى شود مردم سالارى را در اين جا نگه داشت ، والا اگر اين عوامل نباشد، همان كسانى كه در كودتاى 28 مرداد و قبل از آن ، كودتاى سوم اسفند رضاخان را راه انداختند، مى آيند و زير كاسه كوزه اى داعيه هاى روشنفكرى و مردم سالارى مى زنند و آنها را مى برند. اگر خيلى همت و لطف كنند، زايده اى از مردم سالارى هاى خودشان را كه متعلق به كمپانى ها و امثال اينهاست در اين جا درست خواهند كرد بيش از اين نخواهد بود، اگر نگوييم نظاميان و احزاب خود ساخته اى آنچنانى را سر كار مى آورند.
من براى شما برادران و خواهران نصايحى دارم و ديد من اين است كه اين نصايح مىتواندبراى حركت كلى دولت در چهار سالى كه شما در راس ‍ كاريد، شاخص باشد، اين چهارسال هم مانند برق مى گذرد. مثل همين ديروز بود كه آقاى خاتمى بعد از اولين انتخاباتآمدند و در اينجا نشستند. خيلى از شماها همان روز بوديد. ايشان صحبتى كردند و ما همصحبتى كرديم . چهار سال مثل برق مى گذرد، بنابراين فرصتعمل كم است . من جمله اى را از اميرالمومنين عرض كنم : (فبادرواالعمل و خافوا بغته الاجل ) به عمل مبادرت ورزيد و از وارد شدن ناگهانى يااجل كار. گاهى براى انسان پيش مى آيد كه كارش به دليلى متوقف مى ماند و فرصت ازدست او مى رود، از اين بترسيد، هر ساعت ممكن است اين طور پيش بيايد. الان همه ماالحمدالله سالم و سلامت در اينجا نشسته ايم ، اما تا يك ساعت ديگر معلوم نيست از همينجمع حاضر، چه كسى زنده و چه كسى مرده است . خيلى تعجب نكنيد، در يك لحظه ممكن استحادثه اى پيش بيايد و ما نباشيم ، ديگر اصلا به كل پرونده بسته مى شود. از اين فرصت ها استفاده كنيد و يك لحظه را هدر ندهيد.

نصيحت اول
نصيحت اول من اين است كه دولت را، دولت كار و عمل قرار دهيد. ببينيد عزيزان من ! جمهورى اسلامى آمد تا حرف هاى خوب را به عمل هاى خوب تبديل كند، والا هميشه حرف خوب مى زديم و بلد هم بوديم . ما در دوران اختناق ، آن همه سخنرانى داشتيم ، نگاه كنيد چقدر حرفهاى خوب در آن ها وجود دارد. در جمهورى اسلامى و حاكميت اسلام ، اين حرفها بايد به اعمال خوب تبديل شود. اين اعمال خوب چيست ؟ همان عمل صالح است ، (الا الذين امنوا و عملوا الصالحات ) اينها ديگر خسران ندارند. بايد همان ايده ها و آرمان ها و خواسته ها به واقعيت تبديل شود و تبلور پيدا كند و عمل صالح شود. هر مقدار توانستيد در اين زمينه پيش برويد، براى خودتان ذخيره اى درست كرده ايد. اميرالمومنين فرمود:(فليكن احب الذخائر اليك ذخيره العمل الصالح ) ذخيره اى عمل صالح ، بايد محبوبترين ذخيره ها پيش تو باشد، يعنى از ذخيره اى پول ، ذخيره اى خواسته ها و تن خواه هاى زندگى مثل خانه و... و حتى ذخيره اى اعتبار و آبرو براى تو محبوبتر باشد. از فرصت زودگذر حداكثر استفاده را بكنيد و براى مردم كار كنيد تا بتوانيد هم رضاى الهى را كسب كنيد كه بايد باور كنيم اين خيلى مهم تر است و هم البته نام نيك دنيوى و مردمى را كسب كنيد و مردم بگويند خدا پدرش را بيامرزد، وقتى اين وزير آمد، اين بخش كار و اين قسمت اصلاح شد، يا وقتى اين دولت آمد، اين مجموعه كارها درست شد.
شرايط براى كار فراهم است . من اين مطلبى را كه آقاى رييس جمهور گفتند، صدر در صد تاييد مى كنم ، الان شرايط اين دولت نسبت به شرايط دولت اول آقاى خاتمى ، به مراتب مساعدتر و مناسبت تر است ، هم از جهات داخلى ، هم از جهات سياست ها و امواج خارجى ، هم از جهات امكانات . الان براى شما شرايط فراهم تر است ، يك قلمش همين ذخيره اى تجربه است كه مورد تاييد من است ، لااقل خود آقاى رييس جمهور بعد از چهار سال كاملا با فنون و رموز اين كار آشنا هستند. علاوه بر اين ، خيلى از وزراهم اين تجربه ها را دارند و مجموعه اى هيات دولت در حد خوبى از نصاب تجربه است . پس شرايط براى شما آماده است ، مردم هم تشنه خدمت رسانى دولت هستند. مردم ، نظام و مسوولان نظام را دوست دارند. شما نشانه هاى دوست داشتن مردم را مى بينيد، كسى نمى تواند چشمش را روى هم بگذارد و اينها را نبيند. مردم دوست مى دارند كه از مسوولان كار نيك ببينند تا حسن ظن و محبت خودشان را به آنها حفظ كنند و در تناقض قرار نگيرند مردم تشنه خدمتند، واقعا هم احتياج دارند، بنابراين دولت بايد كارآمدى خودش را نشان دهد. اين كارآمدى را چگونه بايد به دست آورد؟ البته از لحاظ علمى ، بعضى از شماها دوره هايى را گذرانده ايد كه درباره كارآمدى مديران و نقش مديريت در كارآمدى يك دستگاه ، مطالبى را به شما گفته اند كه خيلى از آنها درست هم هست ، بعضى از شما هم بر اثر تجربه به اين نكته رسيده ايد.
نقاط قوت كه من به آنها اشاره مى كنم . يكى اين كه عناصر نزديك به خودتان را كه در واقع دستها و بازوى هاى شما هستند از آدم هايى انتخاب كنيد كه كار را بشناسند. ممكن است يك وزير با كار خيلى آشنا نباشد، اما معاونانش ‍ اگر با كار آشنا باشند، اين خلا پر خواهد شد. اگر بنا شد معاون كه مشاور و بازوى وزير است كارى را كه در معاونت به او سپرده اند، نشناسند واويلا خواهد شد. همه جاى دنيا معمول است كه با آمد و رفت دولت ها، وزرا عوض مى شوند، ليكن در بسيارى از كشورها اين گونه است كه يك معاون وزير هميشه ماندگار است . من اين را در پاكستان ديدم ، بعد به من گفتند كه اين شيوه انگليسى است كه يك معاون وزير را در هر وزارتخانه اى هميشه نگه مى دارند، چون او ناقل تجربه هاى گذشته به افراد جديدى است كه احيانا جزو تيم وزير جديد هستند. اين افراد بايد كارشناس باشند.
عامل موثر ديگر در كارآمدى ، زير نظر داشتن دايمى مديران است . وزير، كار اجرايى به معناى تحرك فيزيكى خيلى ندارد، با نامه و مكاتبه هم شايد خيلى سرو كار نداشته باشد، و چه بهتر كه نداشته باشد و غرق در كار تابل نشود. يك وقت مرحوم رجايى به من گفت كه به محل كار يكى از وزراى خود در دوره نخست وزيرى اش رفته و در آنجا ديده كه وزير پشت ميز پنهان است ، از بس روى ميز او كارتابل چيده بودند! ايشام مى گفت رفتم وزير را از آنجا بيرون كشيدم و به او گفتم كارت را بكن . اين كارتابل دادن و گزارش ‍ دادن هم يكى از آن شگردهاست ، اين را بنده تجربه دارم ، بعضى ها عمدا مدير برتر را به مسايل روى ميز سرگرم مى كنند تا او اصلا فرصت سر خاراندن پيدا نكند. حواستان باشد، گاهى اوقات شگردهاى ظريف هم اعمال مى شود. كار وزير اين نيست ، مهم ترين كار وزير اين است كه به طور دائم حركات مجموعه مديران خودش را زير نظر داشته باشد، درست مثل مربى كهنه كار يك تيم ورزشى كه بيرون يا نزديك ميدان ايستاده و دائم بازيكن هاى خودش را زير نظر دارد. يكى خسته شده ، او را از بازى بيرون مى آورد، يكى بد بازى مى كند، يكى ناهماهنگ بازى مى كند. بازى شخصى و فردى مى كند فورى اينها را اخراج مى كند و يكى ديگر را به جايشان مى فرستد، يكى هست كه بازى اش بد نيست ، اما الان در ميدان به يك كار برجسته نياز است ، لذا بازيكن ذخيره اى را كه روى نيمكت نشسته ، وارد ميدان مى كند و مى داند كه او مى تواند آن حركت برجسته را بكند البته موارد خيلى كمى هم اتفاق مى افتد كه بازيكن قبلا از طرف مربى تيم مقابل سبيلش چرب شده است كه در كشور ما الحمدالله چنين چيزى نبوده ، اما در دنيا وجود داشته است مربى اين را هم فورا مى فهمد، چون پيداست كه او بازى واقعى نمى كند. مربى با كسى رودربايستى ندارد، هيچ بازيكنى هم از هيچ مربى اى گله مند نمى شود. مربى اين ملاحظه را نمى كند كه اگر خواست فلان بازيكن را بيرون كند، او مى گويد من هنوز مى توانم بازى كنم ، چرا نگذاشتى اين حرفها وجود ندارد. شما همين گونه به مديرانتان نگاه كنيد و تيمتان را زير نظر داشته باشيد يكى خسته شده ، يكى كار را بلند نيست ، از يكى گاهى اشكالات بزرگى سر مى زند، يكى خوب است ، اما براى اين مرحله خوب نيست يعنى كار بزرگى كه شما مى خواهيد انجام دهيد، كار او نيست ، يكى ديگر لازم است فورا تيم را عوض كنيد، البته هميشه ذخيره داشته باشيد.
من يك وقت به مسوولان يك بخشى گفتم كه وظيفه اى اول شما اين است كه هر كدام براى خودتان يك جانشين تربيت كنيد. يا فكر كنيد و پيدا كنيد، چون اگر يك روز خداى نكرده در راه ، پاى شما وارد چاله اى شد و شكست ، كار ما لنگ نماند. بعضى ها اين كار را نمى كنند تا مبادا براى خودشان هوو درست شود! غافل از اين كه اگر قرار شد هوو درست شود، يكى از موجبات آن همين است كه آدم نتوانسته اين كار را بكند. پس افراد ذخيره داشته باشيد و آنها را روى نيمكت بنشانيد، اگر ديديد بازيكن تيم يك خرده دارد كج و معوج حركت مى كند، بلافاصله او را عوض كنيد. بايد دائم افراد خود را زير نظر نگه داريد.
در دوره رياست جمهورى ، هم در خودم هم در نخست وزيرم و هم در وزرايم اين عيب را ديدم ، هم حالا اين عيب را مى بينم كه پيگيرى ما خيلى خوب نيست ، بايد پيگيرى كنيم . آقاى خاتمى چيزى را براى فلان جا پى نوشت كرده اند كه چرا فلان كار نشده است ايشان گاهى مفصل هم پى نوشت ها را مى نويسند دو ماه گذشته اما ترتيب اثر داده نشده است . ايشان بايد پيگيرى كنند كه چرا نشد، مگر من گفته بودم كه سال ديگر اين كار بشود؟ من گفته بودم همين حالا صورت بگيرد. او بايد بيايد جواب بدهد، حداقل اين است كه بيايد توجيه كند و بگويد اين كار نشدنى است ، اما اين كه نيمه كاره بماند، درست نيست .
از مجموعه مديران ارشدتان گزارش بخواهيد و به گزارش صد در صد اعتماد نكنيد. لازم نيست ابراز بى اعتمادى كنيد، اما در دلتان جايى براى بى اعتمادى بگذاريد، چون باز هم تجربه ما مى گويد كه بسيارى از گزارش ها با واقعيت تطبيق نمى كند. آن مدير بيچاره نمى داند، يك نفر آمده كارى كرده و كاغذى را روى ميز لغزانده ، او هم برداشته تحويل شما داده و شده گزارش مستند، در حالى كه دستگاه بازرسى شما بايد هميشه مراقب باشد. دستگاه بازرسى را از نزديك ترين ها انتخاب كنيد. من ، هم زمان رياست جمهورى آقاى هاشمى اين نكته را به ايشان گفتم ، هم به آقاى خاتمى عرض كردم . به ايشان گفتم آقاى على خاتمى برادرتان را براى بازرسى بگذاريد، كه ايشان هم گذاشتند و چقدر خوب بود. بايد نزديك ترين آدم ها خاطر جمع و صميمى را براى كار بازرسى گذاشت تا انسان ببيند چه دارد مى گذرد، يعنى غير از گزارشى كه از طريق معمول مى آيد، اطلاع ديگرى هم وجود داشته باشد.
مساله كار و اشتغال مهم است . بعد از انتخاب مجدد آقاى خاتمى ، در يك جلسه مفصل با ايشان صحبت كردم ، بعدا در جلسه ديگرى ايشان باز در همان زمينه مطالبى گفتند. من مى گويم غير از كارهايى كه معمولا شما در وزارتخانه انجام مى دهيد به قول فرنگى مآب ها، كارهاى روتين چند كار عمده را انتخاب كنيد و تصميم بگيريد كه اين دولت آنها را راه بيندازد. من در آن موقع به ايشان سه نكته را عرض كردم :
اولين نكته ، ايجاد اشتغال بود. كارى كنيد كه وقتى دوره چهار ساله دولت دوم آقاى خاتمى تمام شد، دولت بيايد بگويد كه من نسبت اشتغال را از اين مقدار به اين مقدار آورده ام ، مثلا نسبت بيكارى را از سيزده درصد به شش درصد آورده ام ، يعنى بتواند اين آمار را قرص و محكم به مردم ارايه دهد. اين كار در تاريخ ثبت خواهد شد و از آن كارهاى ماندگار خواهد بود.
دومين نكته اى كه به ايشان عرض كردم ، مساله نوسازى صنعت كشور بود. الان صنعت ما فرسوده است ضمنا اين نكته قابل توجه آقاى ستارى فر و آقاى جهانگيرى است واقعا نوسازى صنعت كشور را جدى بگيريد، كارى كنيد كه بعد از چهار سال بتوانيد بگوييد ما صنعت كشور را از اين مقدار از فرسودگى نجات داديم ، اين هم از آن كارهاى بسيار مهم و ماندگار است . هر رييس جمهورى ، هر وزيرى و هر مديرى بعد از شما سر كار بيايد، سپاسگزارى شما خواهد بود، چون شما براى او و كشور كار كرده ايد.
سومين نكته اى كه گفتم ، وصل كردن دانشگاه و صنعت كشور به يكديگر بود، كه اين كار جز در دفتر رييس جمهورى ، در جاى ديگر امكان پذير نيست و من خواهش مى كنم كه اين كار را هر چه زودتر انجام دهيد. البته وزارت علوم و وزارت صناعى ، هر كدام نقش خود را خواهند داشت ، اما اين اتصال بايد در دفتر رييس جمهورى و زير نظر شخص ايشان باشد، بايد يك نفر مورد اعتماد و آشناى با علم و صنعت كه ايشان مرحوم دكتر ابتكار را براى اين كار در نظر گرفته بودند، كه نشد به دفتر رييس جمهور بيايد و دانشگاه را به صنعت كشور وصل كند. اين كار، هم صنعت كشور را جهش ‍ خواهد داد، هم سدى را كه جلوى جوى آب علم كشور را گرفته آزمايشگاه ندارند، كارگاه ندارند يكباره بر خواهد داشت و حركت عظيمى به وجود خواهد آمد. هر دو طرف تشنه اند. در نهايت ، كمك مالى هم به صنعت كشور مى شود.
من امروز بر آن سه نكته يى كه به ايشان عرض كردم ، مساله اى كشاورزى را اضافه مى كنم ، همان چيزى كه آقاى حجتى در اين جا قولش را به من دادند و من توقع داشتم كه ايشان در مجلس هم آن را بگويند كه متاسفانه نگفتند و آن اين است كه ما در مواد اصلى غذايى كشور، يعنى گندم و برنج و احتمالا روغن خود كفا شويم . ايشان به من قرص و محكم گفتند كه مى توانيم خودكفا شويم . اما هر چه گوش تيز كردم ببينم ايشان در مجلس كلمه اى (خود كفايى ) را مى آوردند، ديدم نه ! ايشان گفتند ما مى توانيم اين ها را پيش ‍ ببريم . پيش بردن كجا، خودكفايى كجا؟ البته اين آقاى حجتى كه من شناخته ام ، مى تواند اين كار را بكند. الان كشور براى اين كار آماده است . ايشان بايد همت كند و انشاء الله سازمان مديريت و برنامه ريزى به ايشان كمك كند و آقاى رييس جمهور هم حتما كمك خواهد كرد، من هم با همه وجود كمك خواهم كرد. اين كار جزو كارهاى اساسى است كه اگر صورت گيرد، ديگر آن دغدغه كه آقاى رييس جمهورى در مجلس اسم آوردند و آن كم خوابى و يا بى خوابى دو سه شبه ايشان و آقاى شريعتمدارى پيش ‍ نخواهد آمد. البته آقاى حجازى ما هم در آن دغدغه شريك بودند، فقط به بنده نگفته بودند. البته نه اين كه مثلا تا ده روز نگفتند، نه همان دو سه روز اول نگفتند، اما بعد كه قدرى مشكل برطرف شد، اين قضيه را به ما گفتند. ما بايد مشكل گندم را از دوش وزارت بازرگانى برداريم و روى دوش ‍ كشاورز خودمان و وزارت جهاد كشاورزى بگذاريم . دولت اين چهار كار را در محور برنامه هاى خود قرار دهد، اين ها كارهايى است كه به بعضى از بخش ها ارتباط مستقيم و به بعضى بخش ها ارتباط غير مستقيم دارد.
زمان پروژه ها خيلى طولانى است . يكى از خصوصيات دولت كار بودن اين خواهد بود كه ما تلاش كنيم زمان پروژه ها را كوتاه كنيم ، و اين مى شود. باز من در اين جا ذكر خيرى از مرحوم دادمان بكنم . من وقتى در سفر گيلان ، به بندر انزلى رفتم و آن پل قديمى را كه خود من حدود چهل سال قبل از آن عبور كرده بودم ديدم ، در دل شرمنده شدم . غازيان امروز شايد ده برابر غازيان آن روز شده ، بندر انزلى هم چند برابر بندر پهلوى آن روز شده اما پل بين اين دو از روى آن رودخانه عريض يك پل قديمى با عرض خيلى كم است . بعد هم كه رفتيم ، ديديم مردم و به تبع آنها آقاى امام جمعه ، همه از ما ساخت پل را مى خواهند. من وقتى به رشت برگشتم ، در خانه آقاى صوفى ، آقايان وزرا جمع شدند آقاى عارف و ديگران هم بودند من مساله پل را مطرح كردم و به مرحوم دادمان گفتم شما اين پل را مى سازيد؟ ايشان فكرى كرد و گفت : بله ما سه ساله آن را تحويل مى دهيم . من گفتم آن را دو ساله تحويل دهيد. گفتم من دلم مى خواهد دو سال ديگر رييس جمهور بيايد و در همين موقع اين پل را افتتاح كند. وقتى دادمان از دنيا رفت ، كسانى از دوستان ما كه با خانواده ايشان مرتبطند، گفتند كه دادمان در خانه گفته بود كه فلانى به من گفت دو ساله پل را بسازيد، اما من آن را يكساله تمام مى كنم . همت آن مرد، اين گونه بود. ببينيد انسان از فقدان چنين آدم هايى چقدر مى سوزد. او مى توانست اين كار را بكند، من معتقدم آقاى خرم هم مى تواند.
البته هميشه ما وقتى از وزرا مى پرسيم چرا زمان پروژه ها اين قدر طولانى است ، بايد سه سال طول بكشد، اما هشت سال طول مى كشد و اين براى كشور خسارت دارد، همه تقصيرها را گردن سازمان مديريت و برنامه ريزى و بانك مركزى مى اندازند و مى گويند اينها نكردند. شايد هم واقعا حق با آنهاست بالاخره روز از نو و روزى از نو، بايد كارى بشود كه هر چه ممكن است ، اين زمانها را كوتاه كنيد.
نصيحت دوم
نصيحت دوم من مساله عدالت پرورى است . ما براى اجراى عدالت آمده ايم قشر محروم مردم ، بلندگو و تريبون ندارند، اما قشر مرفه و زرمند و زورمند، از تريبون ها به ناحق استفاده مى كنند، ولى آن قشر محروم زمين مى مانند. اهتمام اصلى دولت در همه سياست هاى اجرايى و بخشى ، بايد رفع محروميت به نفع ايجاد عدالت باشد، اين بايد اولين چيزى باشد كه مورد نظر قرار مى گيرد. با اين كار، چقدر ما رفع محروميت مى كنيم و چقدر كشور را به عدالت نزديك مى كنيم . البته اين كه چه چيزهايى در رفع محروميت بيشتر موثرند، شما آنها را خيلى خوب مى دانيد. اشتغال ، مسكن ، درمان ، بيمه و موارد گوناگون ديگر، در كاهش و رفع محروميت موثرند، مثلا اگر مى خواهيم يك پروژه صنعتى يا معدنى يا ارتباطاتى را اجرا كنيم ، در درجه اول بايد ببينيم تاثير آن در ايجاد عدالت اجتماعى چقدر است ، بر اين اساس كار كنيم .
عزيزان من ! اين نكته را در اين جا بگويم ، از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مى كند، نمود اشرافيگرى در مسوولان بالاى كشور است ، از اين اجتناب كنيد. اشرافيگرى دو عيب دارد، عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است . عيب اول اشرافيگرى ، اسراف است اشرافيگرى حلال را مى گوييم ، يعنى آن چيزى كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگ سازى مى كند، يعنى چيزى براى مسابقه دادن همه درست مى كند. البته در اين زمينه مسوولان درجه يك خيلى نقش دارند، تلويزيون خيلى نقش دارد، منش من و شما خيلى نقش دارد من يك وقت شنيدم كه يكى از وزراى معادن نمى گويم در چه سالى انواع و اقسام سنگ هاى گران قيمتى را كه ما در كشور داريم ، آورده و در وزارتخانه اش كار كرده است . من در اينجا او را خواستم و به او گفتم : شما چرا اين كار را كردى ؟ گفت : وقتى مسافرهاى خارجى به وزارتخانه مى آيند، اين سنگها جلوى چشمشان قرار گيرد و مشترى پيدا شود! شما را به خدا، اين منطق ، قابل قبول است ؟ ما اين همه خرج كنيم و سنگ هاى وزارتخانه را كه دارد يا ندارد جمع كنيم و سنگ جديد نصب كنيم ، براى اين كه مشترى پيدا كنيم ! شما مى توانيد در سالن اصلى وزارتخانه خود چارچوب بزرگى به طول 5 و عرض 3 متر درست كنيد و انواع و اقسام سنگ هايتان را به شكل خيلى بديع و زيبا در آنجا بچينيد كسانى هستند كه كارشان همين چيدن هاست بعد هر ميهمانى آمد، به عنوان اداى احترام ، او را به آنجا ببريد تا سنگ ها را تماشا كند، هم تماشاست ، هم مشترى يابى ، اين كه بهتر است . بهانه براى تجمل سازى ، واقعا مناسب نيست . به نظر من زرق و برق در زندگى شما وقتى به بيرون منعكس شود، آن اشكال دوم را دارد، فرهنگ مى سازد و يك عده نو كيسه و تازه به دوران رسيده را به خرج ها و تجمل بازى تشويق مى كند بعد هم مى بينند روساى نظام هستند، همه به آن طرف حركت مى كنند، آنگاه از شما تندتر هم مى روند، چون شما بالاخره ملاحظاتى داريد كه خيلى از آنها ندارند. البته من در اين زمينه ها قبلا سفارش هايى به عزيزان كرده ام .
در همين چند ماه قبل دو گزارش جداگانه از بوشهر و اصفهان به من رسيد كه به معناى حقيقى كلمه خواب را از چشم من ربود، هر دو هم مربوط به دستگاه هاى دولتى بود. گزارش اصفهان مربوط به محل سد است ، مظهر فاصله و دره بين وضع زندگى قشرهاى فقير و قشرهاى دولتى در آنجا خانه ها و ويلاهايى ساخته اند. البته بخش خصوصى هم هست ، اما دولت هم در آنجا از اين كارها كرده است . كنارشان هم مردم زندگى عاديى ندارند، نان نداند كه شكمشان را سير كنند، دروازه هم گذاشته اند كه كسى حق ندارد از آن جا عبور كند و به آن طرف برود! در يكى از جزاير بوشهر هم همين اتفاق افتاده و مربوط به يك بخش دولتى است . اين ها اصلا قابل قبول نيست بنده خبر نداشتم ، اما اگر اطلاع داشتم كه مى خواهند چنين جايى را در اصفهان و يا بوشهر بسازند، با اين كه بنا ندارم در كار اجرايى دخالت كنم ، قطعا به آن استاندار يا آن وزير، كتبا و شفاها مى گفتم شما حق ندارى اين كار را بكنى . به هر حال اين كار را كرده اند، ساخته اند و تمام كرده اند. تاثير اين كارها خيلى بزرگ است .
نصيحت سوم
نصيحت سوم ما اين است كه اين دولت بايد شعار خودش را امانت و درستكارى قرار دهد. البته شما درستكاريد، من بارها از وزرا چه شما چه كسانى كه قبل از شما بودند با همين عنوان و صفت ، تمجيد و تجليل كرده ام ، چون عقيده ما اين است ، بالاخره نمى شود وزراى ما درستكار و امين نباشند. اين جمله اميرالمومنين معروف است كه فرمود: ان عملك ليس لك بطعمه اين طعمه يى نيست كه تو به دست آورده باشى و بخواهى از آن لقمه چربى بزنى ، و لكنه فى عنقك امانه اين يك امانت و مسووليت بر دوش شماست از فرصت هاى شغلى نبايد استفاده شخصى بشود، نبايد ريخت و پاش صورت بگيرد. اين نامه هشت ماده كه من به آقايان روساى سه قوه نوشته ام ، جدى است . ما گذاشته ايم آقايان اقدام كنند، اما اگر اقدام نكنند، بنده خودم وارد ميدان مى شوم و اقدام مى كنم ، بعد هم اينها مى آيند گله مى كنند، اما گله شان به جايى نخواهد رسيد، چون بالاخره بايد كار بشود. شما اين همه داريد زحمت مى كشيد، من واقعا مى بينم كه اين همه غصه و جوش خورده مى شود، خود رييس جمهور و ديگران دارند كار مى كنند، بعد يك نفر آدم بيايد از اين اوضاع و احوال استفاده كند و پولى به جيب بزند و همه را بدنام و دولت را خراب كند و مردم را نااميد نمايد، مگر اين قابل اغماض است ؟
تخلفاتى كه به من گزارش مى شود، غالبا از شركت هاى وابسته است . اوايل رياست جمهورى آقاى خاتمى ، گزارشى راجع به شركت ها به ايشان دادند، به من هم دادند. البته انتظار من اين بوده و هست كه نسبت به اين مسايل تصميم گيرى شود. در بعضى از اين شركت ها كارهايى صورت مى گيرد، مثل خريدهاى كلان ، بدون توجيه اقتصادى ، احداث ساختمان ، حتى همراه با تخلف ، سرمايه گذارى ، بدون توجيه اقتصادى ، سفرها و ماموريت هاى خارج ، بدون توجيه واقعى و بدون تخصص لازم براى يك كار بيخود و كم اهميت ، هياتى را به خارج مى فرستند توزيع امكانات غير عادلانه و بدون توجيه ، يك بار پول مى دهند كه خانه رهن كنند، يا خانه سازمانى به آنها مى دهند، در حالى كه خانه دارند، پرداخت هاى كلان و هدايا و جوايز بى مورد هم ديده مى شود. يكى از كارهاى بسيار بدى كه داشت رايج مى شد و خوشبختانه به نحوى جلوى آن گرفته شد، مساله هدايا بود. كسى مى خواهد از مسووليتى برود، هداياى فراوانى به او داده مى شود! كسى كه هديه مى دهد، از كجا مى دهد! از جيب خودش ؟ نه از بيت المال . به چه مناسبت ؟! اين هديه چيست ؟! استخدامهاى بى ضابطه وابستگان و تنظيم اسناد صورى را هم به ما گزارش كرده اند. دفتر ارتباط ما اين اسناد را به وزارت اطلاعات فرستاد، جوابيه وزارت اطلاعات را هم براى من فرستادند. آنها در همه موارد اسناد را تصديق كردند و گفتند درست همين طور است . بايد برخورد شود، نگذاريد اينها به قوه قضاييه برسد، خودتان با آنها در داخل دولت برخورد كنيد. آن دستگاه مربوط به اين شركت ، بى ملاحظه با اينها برخورد كند. آقا مى آيد جنسى را كه متعلق به اين شركت است ، يكبار مى فروشد، يكبار اجاره مى دهد، اين كار معنا ندارد، چرا؟! چون در فلان شركت وابسته ، چند نفر از خويشاوندانش هستند. اين طور كارها اصلا قابل قبول نيست ، اينها با امانت و دستكارى ، بسيار منافات دارد. از جمله مصاديق امانات ، رعايت اولويتها در هزينه كردن است . گاهى هزينه ها، هزينه هاى درستى است ، اما اولويت دار نيست . شما نگاه كنيد، اولويت ها را با امكانات تطبيق كنيد. امكانات ما محدود است ، لذا اولويت ها را با امكانات چفت كنيد البته در اين كار، سازمان مديريت و برنامه ريزى و دستگاههاى دولتى مى توانند نقش زيادى داشته باشند. خلاصه اينكه بايد براى بيت المال خيلى اهميت قائل شد.
من در همينجا بگويم ، يكى از چيزهايى كه واقعا اولويت ندارد، بعضى از سمينارهاست . امسال به نظرم ايران ركورد سمينار را شكست ! هر روز در راديو و تلويزيون خبر برگزارى سمينارى درباره فلان مسئله اى كه خيلى اهميت ندارد، منعكس مى شود يك وقت هست كه عده اى در اينجا جمع مى شوند تا تبادل نظر علمى كنند، در اين سمينارها اين طور نيست ، بايد پول هواپيما و هتلشان را بدهند، بعد كه آنها به اين جا مى آيند، مى گويند به به ، شما ايرانى ها چقدر ميهمان نوازيد، ما مى خواهيم دو روز ديگر هم بمانيم ! چنين چيزهايى در دنيا معمول نيست ، به طور جدى جلوى اينها را بگيريد، مگر اين كه سمينار لازمى باشد كه براى برگزارى آن ، وقعا يك نياز حقيقى وجود داشته باشد.
نصيحت چهارم
نصيحت چهارم ما، پاسخگو بودن است ، پاسخگو بودن در مقابل مجلس و قانون ، يك روال معمولى دارد. من مى خواهم از اين يك قدم بالاتر بروم ، مى خواهم بگويم هر كارى مى كنيد، بايد طورى باشد كه براى آن استدلال و توجيه قانع كننده داشته باشد. اگر از شما پرسيدند چرا اين سرمايه گذارى را كرديد، چرا آن اقدام كرديد، چرا آن اقدام را نكرديد، بگوييد با اين استدلال . البته ممكن است آن استدلال ، غلط باشد و همه آن را نپسندند، اما شما استدلال داشته باشيد. پاسخگو بودن ، يعنى اين . در پيشگاه خداى متعال هم همين طور است . اگر ما پيش خداى متعال استدلال داشته باشم . چنانكه استدلال ما غلط باشد، خداى متعال اغماض مى كند. البته گاهى مى شود كه انسان استدلال خودش را قبول ندارد، اين را خدا مى فهمد مردم هم مى فهمند، آن جايى كه استدلال را صورى درست كرديم ، ديگران مى فهمند. نه ، بايد استدلالى باشد كه واقعا خود ما را قانع كند.
عده اى مى گويند شما جرات را از مديران مى گيريد، نه آقا، بنده خودم آدم با جراتى هستم و از كارهايى بزرگ اصلا واهمه ندارم و وارد كارهاى بزرگ شده ام و مى شوم و از آدم با جرات هم لذت مى برم . هر آدمى را هم كه ببينم با مشاهده كار عظيم به شوق مى آيد تا جلو برود، در دلم تحسينش مى كنم و قدر او را مى دانم . نخير، نمى خواهم جرات مديرها را بگيريم ، منتها آن مديرى كه پشت كارش استدلال هست ، جرات دارد، اما آن مديرى كه استدلال ندارد، خودش جرات ندارد، كارش (يقدم رجلا و يوخر اخرى ) است ، يك قدم جلو، يك قدم عقب ، آخر هم كار را ضايع و خراب مى كند. پاسخگو بودن به اين معناست .
من مى بينم گاهى اوقات بعضى ها كارهاى زيادى مى كنند، اما اصلا توجيه ندارند. بامزه اين است كه بعد هم در موضع معترض و اپوزيسيون مى نشينند! آقا سيزده ، چهارده سال در راس يك وزارتخانه بوده ، محصول كار، مطلقا غير قابل قبول است ، حالا به جاى اين كه ما برويم بگوييم آقا شما بعد از سيزده ، چهارده سال چرا محصول كارتان اين است ، او طلبكار است كه به من كمك نكردند! اين حرف معنا ندارد. جايى داشته باشيد براى اين كه اين معنا را سوال و مشخص كنند، كه ببينيم چرا اين گونه حرف مى زنند.
به نظر من ، هم مجلس و هم ديوان محاسبات بايد فعال شوند. من خواهش ‍ مى كنم كه سازمان مديريت و برنامه ريزى و وزارت امور اقتصادى و دارايى ، با ديوان محاسبات چفت شوند. ديوان محاسبات چيز خوبى است ، كمك به شماست . من ديده ام دستگاه هاى دولتى از ديوان محاسبات خوششان نمى آيد. ديوان محاسبات جاى خوبى است ، هم مجلس است ، هم مواخذه كننده است .
نصيحت پنجم
نصيحت پنجم ، پرهيز از تشنج سياسى است . گاهى بعضى از اعضاى دولت يك كلمه حرف مى زنند يا موضعى اتخاذ مى كنند، بعد مى بينيد كه يك مساله سياسى در كشور درست مى شود. يك حرف بيخودى كه لزومى نداشت گفته شود، گفته مى شود، بعد همان را راديوى خارجى و راديوى داخلى و فلان روزنامه بنا مى كنند به كش دادن . هر چه كه فضاى كشور را تهيج سياسى دورتر باشد، شما بهتر مى توانيد كار كنيد. شما نگذاريد آن فضا به وجود آيد. در وزارتخانه ها هم آدم هايى را كه اين طور حركت مى كنند، نياوريد. من به بعضى از دوستان راجع به اين قضيه سفارش كرده بودم ، اما گوش نكردند، لذا نتايج خوبى به بار نيامد. البته در اين زمينه ها بناى بر الزام و تاكيد ندارم ، به بعضى از افراد يك نصيحت دوستانه و برادرانه مى كنم ، اگر عمل كنند، به نفع خودشان است ، بعضى عمل مى كنند، بعضى هم متاسفانه عمل نمى كنند. آدم هاى مساله دار جنجالى وابسته به فلان جناح و فلان حزب را نياوريد، اين ها بروند كار خودشان را جاى ديگر بكنند. دولت نبايد به جايى تبديل شود كه احزاب مى خواهند ديدگاه ها و گرايش هاى خودشان را در آن جا رسمى و پرچمش را بلند كنند، اين درست نيست ، نتيجه اش اين خواهد شد كه از كار مى مانيد و آن وظيفه اى كه بر عهده شماست ، به بار نخواهد نشست .
به نظر من آقايان وزرا هم نبايد وقت خود را در كارهاى حزبى صرف كنند. زمان آقاى هاشمى وقتى حزب آقايان كارگزاران درست شد، يكى از اشكالات اساسى اى كه من به كار آنها گرفتم و به آنها گفتم ، اين بود كه براى حزب بايد وقت صرف كنيد. دور هم بنشينيد و حرف بزنيد، تبادل نظر كنيد، بلى و خير بگوييد، بحث هاى سياسى و روشنفكرى كنيد كه ولو در كار هيچ اثرى هم نگذارد، بايد بدانيد كه اين مقدار همت و وقت ، متعلق به دولت است . وزير كه در وزارتخانه هشت ساعت كار ندارد، وزير تمام وقت در اختيار وزارتخانه است . اگر شما همت و نشاط حرف زدن و فكر كردنتان را جاى ديگرى صرف كرديد، در حقيقت وقت وزارتخانه را غصب كرده ايد، اين فعل حرام است .
من عرض مى كنم ، اين كه ما مى گوييم سياست ما عين ديانت ماست و ديانت ما عين سياست ماست كه مرحوم مدرس حرف درستى زد و امام آن را تاييد كرد معناى واضحى دارد، اما يك روى ديگرش اين است كه سياست ما بايد ديندارانه و پرهيزگارانه باشد. هر كار سياسى اى خوب نيست . بعضى ها هستند كه به كار سياسى فقط مثل يك كار سياسى اى كه هيچ گرايشى به ديندارى ندارد، نگاه مى كنند، هدف اين است كه اين كار، سياسى پيش برود، اين درست نيست ، كار سياسى بايد متدينانه باشد. همه چيزهايى كه در شرع حرام است ، به توان دو در كار سياسى بايد مورد توجه قرار گيرد و معتبر شمرده شود. كار سياسى بايد به دور از بى پروايى باشد.
نصيحت ششم ، هماهنگى و همنواختى است . من بارها گفته ام ، در جلسه هيات دولت قبل هم گفته ام كه دولت مثل چهار راهى است كه رييس ‍ جمهور، پليس راهنمايى است ، يك راه را مى بندد يك راه را باز مى كند، مقصود اين است كه همه بتوانند از اين مركز، بدون تصادف عبور كنند، لذا بايد با هم هماهنگى داشته باشيد، هم ميان دولت و هم در ديگر مجموعه هاى نظام يعنى همه بايد يك آهنگ را بنوازيد، تك نوازى و جدا شدن ، معنا ندارد. سياست هاى اجرايى كلى دولت را ملاك قرار دهيد و همه با هم كار كنيد. مثلا من مى بينم گاهى اوقات وزارت خارجه ما در عالم سياست با دولتى مشكلى پيدا كرده و مى خواهد روى آن فشار سياسى بياورد. وزارت خارجه ما نمى تواند تانك بردارد و به آن كشور ببرد، ما يك معامله اقتصادى داريم ، از آن بايد استفاده كند، يا معامله را قطع كند يا معامله را اجرا كند يا شرط بگذارد. وزارت خارجه كار خودش را دارد مى كند، وزارت بازرگانى ، وزارت صنايع و وزارت بهداشت و درمان هم كه مى خواستند چيزهايى بخرند در آنجا دارند كشك خودشان را مى سايند با فلان كمپانى وارد مذاكره مى شوند و چيزى را مى خزند اين طور جدا از هم كه نمى شود. البته آنها هم متقابلا گله مى كنند و مى گويند ما وقتى مى خواهيم با وزارت خارجه هماهنگى كنيم ، ما را محدود مى كند، خيلى خوب ، اين راه حل دارد، مشكلش بايد در دولت حل شود. هيچ تحركى در خارج از كشور تحرك عمرانى ، اقتصادى ، معامله و.... نبايد از پشتوانه بودن براى سياست خارجى ما منفك شود، بايد در جهت سياست خارجى و در خدمت آن باشد. شما الان مى بينيد امريكايى ها اعتراف دارند كه بهترين مسير براى خط لوله آسياى ميانه ، ايران است . اين را همه شركت ها قبول دارند اما سياست به اين كار اجازه نمى دهد، يعنى اينها به يك كار غير صرفه جويانه گردن نهاده اند، براى اين كه سياست را تقويت كنند. البته خدا لعنتشان كند، اين كارشان خيلى بد است ، اما از ديدگاه آن دولت ، اين كار، منطبق با منطق است و بايد همين كار صورت بگيرد. همچنين بايد هماهنگى با بقيه دستگاه هاى نظام صورت گيرد، كه خوشبختانه آقاى خاتمى هم در بياناتشان به آن اشاره كردند.
نصيحت ششم
هماهنگى و همنواختى است . من بارها گفته ام ، در جلسه هيات دولت قبل هم گفته ام كه دولت مثل چهار راهى است كه رييس جمهور، پليس ‍ راهنمايى است ، يك راه را مى بندد يك راه را باز مى كند، مقصود اين است كه همه بتوانند از اين مركز، بدون تصادف عبور كنند، لذا بايد با هم هماهنگى داشته باشيد، هم ميان دولت و هم در ديگر مجموعه هاى نظام يعنى همه بايد يك آهنگ را بنوازيد، تك نوازى و جدا شدن ، معنا ندارد. سياست هاى اجرايى كلى دولت را ملاك قرار دهيد و همه با هم كار كنيد. مثلا من مى بينم گاهى اوقات وزارت خارجه ما در عالم سياست با دولتى مشكلى پيدا كرده و مى خواهد روى آن فشار سياسى بياورد. وزارت خارجه ما نمى تواند تانك بردارد و به آن كشور ببرد، ما يك معامله اقتصادى داريم ، از آن بايد استفاده كند، يا معامله را قطع كند يا معامله را اجرا كند يا شرط بگذارد. وزارت خارجه كار خودش را دارد مى كند، وزارت بازرگانى ، وزارت صنايع و وزرات بهداشت و درمان هم كه مى خواستند چيزهايى بخرند در آنجا دارند كشك خودشان را مى سايند با فلان كمپانى وارد مذاكره مى شوند و چيزى را مى خزند اين طور جدا از هم كه نمى شود. البته آنها هم متقابلا گله مى كنند و مى گويند ما وقتى مى خواهيم با وزارت خارجه هماهنگى كنيم ، ما را محدود مى كند، خيلى خوب ، اين راه حل دارد، مشكلش بايد در دولت حل شود. هيچ تحركى در خارج از كشور تحرك عمرانى ، اقتصادى ، معامله و.... نبايد از پشتوانه بودن براى سياست خارجى ما منفك شود، بايد در جهت سياست خارجى و در خدمت آن باشد. شما الان مى بينيد امريكايى ها اعتراف دارند كه بهترين مسير براى خط لوله آسياى ميانه ، ايران است . اين را همه شركت ها قبول دارند اما سياست به اين كار اجازه نمى دهد، يعنى اينها به يك كار غير صرفه جويانه گردن نهاده اند، براى اين كه سياست را تقويت كنند. البته خدا لعنتشان كند، اين كارشان خيلى بد است ، اما از ديدگاه آن دولت ، اين كار، منطبق با منطق است و بايد همين كار صورت بگيرد. همچنين بايد هماهنگى با بقيه دستگاه هاى نظام صورت گيرد، كه خوشبختانه آقاى خاتمى هم در بياناتشان به آن اشاره كردند.

نصيحت هفتم
آخرين نصيحت من كه مهمترينش هم هست توجه به معنويت و اخلاق است . عزيزان من ! همه شما پيرتان ، جوانتان ، روحانى تان ، غير روحانى تان ، بخش هاى اقتصادى تان ، بخش هاى فرهنگى تان بخش هاى مربوط به جهات انسانى بايد خودتان را سرباز دين بدانيد و همت شما اين باشد كه مردم متدين شوند. البته اعتقاد من اين است كه بخش هاى اقتصادى ما اگر مى خواهند مردم متدين شوند، معاش مردم را تامين كنند، چون من لامعاش له لامعادله اگر بخش هاى اقتصادى دولت معاش مردم را تامين كردند، مردم متدين خواهند شد. اما از اين گذشته ، مساله استقرار معنويت و جلوگيرى از مظاهر فساد يا شيوع فساد يا شيوع بى دينى و بخصوص تظاهر به اين اين معنا، جزو كارهاى واجب است . خداى متعال در قرآن مى فرمايد: و اذا اردنا ان نهلك قريه امرنا مترفيها ففسقوا فيها، وقتى مى خواهيم جامعه اى را نابود كنيم ساز و كار و طبيعتش در سنت الهى اين است مترفين و پولدارهايشان فسق مى كنند، فحق عليها القول فدمرناها تدميرا بعد عذاب الهى بر اينها نازل مى شود. لازمه فسق آنها، ورود عذاب الهى است ، برو بر گرد هم ندارد، يعنى اين ساز و كار روى همه جوامع اثر مى كند، منتها تفاوت مى كند به اين كه آن جامعه از لحاظ عناصر نگاهدارنده در چه حدى باشد. جامعه اى هست كه اين عنصر نابود كننده و مضمحل كننده را دارد، اما در مقابل ، عناصر حفظ كننده هم دارد علم زيادى دارد، ثروت زيادى دارد، سياستمداران عاقلى دارد، موقعيت خوب جغرافيايى يا تاريخى دارد اين موجب مى شود كه آن عنصر نابود كننده ، نه اين كه اثر نكند، ديرتر اثر كند، شما اگر الان نگاه كنيد، مى بينيد كه جامعه امريكا به خاطر همين (ففسقوافيها) و بسيارى عوامل ديگر، رو به اضمحلال است ، اما بعضى از جوامع هستند كه امكانات نگهدارنده را ندارند نه علم را دارند، نه ثروت را دارند، نه سياستمداران مجرب و پخته اى دارند - اين امكان ويران كننده را هم دارند، اينها اگر در اين گنداب و لجنزار وارد شوند، زود از بين خواهند رفت . از بين رفتن شان هم به اين معنا نيست كه چند ميليون آدم ناگهان مى ميرند، معنايش اين است كه اين ملت با هويت ملى اش نابود مى شود، ضعيف مى شود، تو سرى خور مى شود، مورد بى اعتنايى دنيا قرار مى گيرد و دچار ابتلائات مى شود و فلاكتهاى فراوانى مى شود. بنابراين مساله معنويت بسيار مهم است .
من از دولت و يكايك شما دوستانى كه در دولت هستيد، بى حد و مرز - اما مشروط - حمايت مى كنم ، يعنى اگر بنا شد كه بنا هست از وزارت خانه اى يا از دولت به طور عام حمايت كنم ، اين حمايت حد و مرز ندارد. زبان ، عمل ، اقدام و به كارگيرى همه امكاناتى كه در اختيار من است ، مشمول اين حمايت خودم خواهد بود، تا الان هم همين طور بوده است . بنابراين من هيچ حدى براى حمايت خودم از دولت و يكايك وزرا نمى گذارم ، اما اين حمايت ، مشروط به اين است كه اين جهات را رعايت كنيد. اگر من ببينم و تشخيص دهم - كه من دير هم جزم مى كنم - وزارتخانه اى دارد راهى بر خلاف راه صحيح حق - كه قانون اساسى و سياست هاى نظام و اسلام براى ما معين كرده - حركت مى كند، ديگر از او حمايت نخواهم كرد، اگر لازم باشد، با او مقابله هم مى كنم ، اين وظيفه شرعى و قانونى من است .
ولى مادامى كه اين طور نباشد، بنده از همه دوستان حمايت بى حد و مرز خواهم كرد، از رييس جمهور محترم كه معلوم است حمايت مى كنم ، ايشان مورد حمايت هميشگى و دعاى هر شب من هستند. انشاء الله خداوند ايشان و شما را موفق و مويد بدارد و تاييد و كمكتان كند تا بتواند اين بار سنگين را برداريد.
... مسئله اشتغال را جدى بگيريد. در ستاد اشتغال ، خود آقاى خاتمى با آن مجموعه وزرا شركت مى كنند. هم وزارت امور اقتصادى و دارايى ، هم وزارت كار و امور اجتماعى ، هم وزارت صنايع - اينهايى كه بيشتر مباشر اين امر هستند - هرچه ممكن است ، اين مسئله را جدى بگيرند. البته من با يكايك آقايان وزرا هم در زمينه مسايل خودشان حرفهاى زيادى دارم ، از جمله با آقاى صوفى در مورد تعاون . ما با آقاى حاجى راجع به تعاون خيلى صحبت كرديم ، با آقاى صوفى هم انشاء الله صحبتهايى خواهيم داشت . شما برويد كارتان را با جديت شروع كنيد تا انشاء الله بعد توفيق ديدار جداگانه هم با دوستان دست بدهد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته .

نویسنده
ناشر
سال نشر
نظر شما:
14 نظر - 2.57 از 5
ارسال:
 
عنوان محتوا  
نشانی صندوق پست الکترونیک  
متن نظر  
کد امنیتی = ۱۳ + ۵  

زندگینامه علما :
*
بهاء الدینی ، سید رضا
*وحید بهبهانی، محمد باقر
*بروجردی، سید حسین
*بحرالعلوم، سیدمحمد مهدی
آخرین مقالات :
*معرفت چیست؟
*معرفت شناسی
*حقیقت شناخت
*امکان شناخت
*امکان شناخت و فهم یقینی از دین
پرسش و پاسخ :
*به نظر شما 2012 به وقوع خواهد پیوست؟

اذان صبح  
طلوع آفتاب  
اذان ظهر  
غروب آفتاب  
اذان مغرب  
روز
ماه
شهر
به نظر شما کدام شیوه در زمینه امربه معروف ونهی ازمنکر بازخورد بهنری دارد؟






نمایش نتایج
فلسفه تعلیم و تربیت
بررسی روشهای تعلیم و تربیت پیامبران از نظر قرآن و احادیث
تربیت اخلاقی کودک و نوجوان از دیدگاه اسلام
پرخاشگری در کودکان و نحوه مدیریت آن
بررسي بعضي از مفاهيم روان‌شناسي اجتماعي از ديدگاه قرآن
معلم رکن آموزش و پرورش
فلسفه تربیتی اسلام
ب‍ررس‍ی‌ م‍ب‍ان‍ی‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ و ت‍رب‍ی‍ت‌ اس‍لام‍ی
بررسي عوامل مؤثر در جذب دانش‌اموزان به نماز
فعاليتهاي فرهنگي - تربيتي سازمان بسيج دانش آموزي

تبلیغات



© 1388