صفحه اصلی      اخبار      امر به معروف و نهی از منکر      تربیت و آموزش اسلامی      صوت      فیلم      نگارخانه      تحلیل هفته      فراخوان مقاله   
 
 
 
 
 
تربیت و آموزش اسلامی مقالات
آسیب شناسی انقلاب اسلامی، ضرورتی برای تداوم

1. چرایی آسیب شناسی انقلاب اسلامی
در مسیر تولد و رشد هر پدیده ای، ممكن است آسیب ها و آفت هایی بروز كند و از تحقق یا استمرار آن جلوگیری نماید؛ از این رو اگر پدیده ای بخواهد ایجاد گردد یا دوام پیدا كند، باید علاوه بر وجود مقتضی، مانع یا موانعی وجود نداشته باشد. موانع همان آسیب ها و آفتهایی هستند كه اگر زدوده نشوند، ادامه حیات آن پدیده را با مشكلات جدی روبه‌رو می سازند. انقلاب، نظام و جامعه اسلامی هم اگر به آسیب زدایی و آفت زدایی توجه كافی نكند، آسیب ها و موانع، حركت تكاملی و رو به توسعه آن را سد می كنند و تحقق اهداف آن را به تأخیر انداخته، یا ناممكن می سازند. شاید به تعداد اهدافی كه هر انقلاب و جامعه و حكومت دنبال می كند بتوان آسیب ها و موانعی را پیش بینی كرد.
در نخستین هفته ها و ماه های پیروزی انقلاب اسلامی، مضمون و محتوای عمده غالب تحلیل ها و سخنرانی ها و نوشته ها، حكومت طاغوت را نقد و نفی می كرد كه امری طبیعی بود؛ هم بدین علت كه پیش از آن، استبداد حاكم اجازه نمی داد تا ملت آن چه را در اعتراض به زشت كاری ها و تباهی های آن حكومت در دل داشته، به زبان آورد و با پیروزی انقلاب آن بغض فرو خورده دو هزار و پانصد ساله تركید و مردم آن چه را در دل داشتند، بیان كردند؛ هم به این علت كه انقلاب، تازه آغاز شده بود و جامعه در آستانه دوران تازه ای قرار داشت، هنوز راهی طی نشده بود و زمانی نگذشته بود تا بتوان درباره عملكرد، نتایج و دست آورد های انقلاب و نیز آسیب ها و آفات سخن گفت. در آن زمان سخن ها بیشتر حول واقعیت های گذشته و آرمانهای آینده دور می زد. اما امروز پس از بیست و پنج سال، علاوه بر آرمان ها، از واقعیت های انقلاب هم می توان سخن گفت و می باید گفت.[1]
آن چه در این زمینه در این مقطع از حیات انقلاب باید مورد توجه قرار گیرد، آفات و آسیب هایی است كه انقلاب را تهدید می كند. البته مقوله آسیب شناسی مقوله تازه ای نیست و همواره به صورت ضمنی و یا صریح در بیانات و اعلامیه های رهبران انقلاب مطرح شده است.[2] با این وجود با تحولات و فراز و فرود ها در مسیر انقلاب، ضرورت توجه به مباحث آسیب شناسی بیشتر احساس می شود.
ممكن است تصور شود كه سخن گفتن از آسیب های انقلاب، نشانه ضعف انقلاب است و یا موجب ضعف آن خواهد شد. اما این تصور درست نیست؛ زیرا اگر فرضاً انقلاب ضعفهایی داشته باشد، كه مسلماً خالی از ضعف نیست، در آن صورت بیان آن ضعف ها و توجه به آفات و آسیب ها و بررسی آن ها بیشتر به سود انقلاب است تا سخن نگفتن و سكوت و بی توجهی. شناخت ضعف ها و آسیب های قطعی یا احتمالی، می تواند مقدمه ای برای چاره اندیشی و علاج باشد و آسیب شناسی انقلاب از این حیث، نه تنها امری منفی و مضر نیست بلكه مفید و ضروری است. به طور كلی نیز این نكته صحیح است كه هر موجود زنده ای كه جرأت و جسارت و همت داشته باشد كه به ضعفها و معایب خود توجه كند، از موجود دیگری كه از شدت ضعف ها و عیوب خود بیمناك است، قدرتمند تر است. بنابر این گریز از بررسی ضعفها و آسیب ها و غفلت از آفات و عوارض، خود ضعف بزرگی است كه می تواند منشأ مشكلات و معایب بیشتری باشد و علاج و رهایی را سخت تر نماید.»[3]
2. مفهوم شناسی
آسیب شناسی؛[4] یعنی شناسایی آن دسته از عوامل مهم و مؤثری كه به وجود آمدن و تداوم حیات آن ها می تواند فرآیند تحقق اهداف هر نظامی (سیستمی) را متوقف و یا به صورت محسوس، كُند نماید[5]
آسیب شناسی انقلاب اسلامی ایران، به معنی بررسی واقع بینانه مشكلات، اشكالات، انحرافات، آفات، تحریفات و موانع رشد و كمال انقلاب اسلامی است. مراد از آسیب ها و آفات، اموری هستند كه می توانند دستیابی انقلاب اسلامی را به آرمان ها و اهداف خود، كُند یا ناممكن سازند. این بدین معنی است كه غایت و آرمان نهایی انقلاب اسلامی ایران ـ در سال 1357 ـ فقط سقوط یك رژیم سیاسی و جایگزینی رژیم سیاسی دیگر نبوده كه با تحقق آن، انقلاب پایان یافته باشد، بلكه آرمان هایی بلند و متعالی پیش روست كه این تحول سیاسی می تواند پس از بیست سال تحقق آن ها باشد.[6]
3. مفروضات بحث آسیب شناسی
1-3) انقلاب، لااقل در مقام تشبیه، یك موجود زنده پویا و متحرك است. این موجود زنده یك سلامت دارد كه مفروض است؛ یعنی می دانیم اگر چنین باشد سالم است و اگر چنان باشد ناسالم. در مقابل، اگر انقلاب به عنوان یك پدیده اجتماعی در نظر گرفته شود و آن را یك سلول در پیكر میلیارد ها سلول در نظر بگیریم كه یك روند طبیعی دارد، نوسانی و زیر و زبری دارد، در آن صورت نمی توان گفت انقلاب سالم است یا بیمار. یك حركت جبری تاریخی حاكم است و دیگر خوب و بد یا سلامت و بیماری ندارد. با این پیش فرض دیگر جایی برای بحث آسیب شناسی نمی ماند؛ یعنی فرض این است كه سلامت و بیماری وجود ندارد تا ضرورتی برای شناسایی آسیب های آن وجود داشته باشد.[7]
2-3) انقلاب به صورت یك موجود زنده بالنده تصور می شود كه یك هدف مطلوب دارد و به سوی آن حركت می كند. اگر توفیق بالندگی و حركت به سوی هدف را پیدا كرد و به آن رسید، این انقلاب، انقلابی سالم و مطلوب است و اگر مانعی برای حركتش پیدا شد و در جا زد یا عقبگرد كرد و آفت زده شد، انقلاب بیمار و آسیب دیده است. انقلاب به عنوان یك موجود محرك و پویا، باید حركت كند و تكامل پیدا نماید. برای رسیدن به این كمال مطلوب، شرایطی لازم است و البته ممكن است موانع و آسیب هایی هم در راه وجود داشته باشد.
3-3) مبحث آسیب شناسی انقلاب اسلامی به دلیل هویت مذهبی آن، از طریق مبانی و تعالیم دینی، قابل تحقیق است. به عبارت دیگر، از طریق معرفت درون دینی می توان به فهم جامعی از آسیب های جدی انقلاب نایل گشت. البته مشكلی كه در این راه وجود دارد، فقدان جامعه شناسی دینی مبتنی بر بازخوانی آموزه های مذهبی است.[8]
4-3) آسیب شناسی یك موجود ـ ‌چه انقلاب، چه انسان، لزوماً به معنای شناسایی آسیب های موجود نیست و آن چه به عنوان «آسیب شناسی انقلاب، مطرح می شود نیز لزوماً به معنی تحقق و وقوع آسیب نیست. در مقوله آسیب شناسی باید آسیب های ممكن بررسی شود؛ آن چه موجود است و آن چه ممكن است بعداً پیش بیاید.
5-3) امروزه تلاش رسانه ای گسترده و محاسبه شده ای صورت می گیرد تا یا پایان انقلاب را اعلام كنند یا انقلاب را از كار افتاده، پیر، ناتوان و در راه مانده جلوه دهند و این در حالی است كه انقلاب در سن بیست و پنج سالگی، در عنفوان جوانی خود و رو به آینده است.[9]
6-3) توجه به این نكته ضروری است كه اگر هدف نهایی از بررسی ها و پژوهش های آسیب شناسانه،‌ دفع و رفع خطراتی است كه ممكن است انقلاب را تهدید كنند، خود آسیب شناسی هم ممكن است دچار افراط و تفریط، ساده اندیشی، غفلت و یا تك بعدی دیدن برخی مسائل شود و یا دچار آفت و حتی تبدیل به یك تهدید شود. باید در هر مطالعه آسیب شناسانه، چارچوب ها و شاخص ها مورد مطالعه و تأمل قرار گیرد تا بتوان به اتقان و درستی نتیجه ای كه حاصل می شود، اطمینان یافت.
بنابر این در بررسی آسیب ها و آفات انقلاب اسلامی، باید از آسیب ها و انحرافاتی كه خود مقوله آسیب شناسی را تهدید می كند، احتراز كنیم. همان گونه كه در آسیب شناسی بدن یك موجود زنده ممكن است به آزمایش ها و اقدامات نسنجیده ای دست بزنیم كه برای موجود آسیب ساز باشد، به همین ترتیب در آسیب شناسی انقلاب نیز باید مراقب آسیب ها و آفات احتمالی آن باشیم.[10]
4. آسیب شناسی فرهنگی: آندلُسِیزه كردن جامعه
در تحولات اجتماعی پس از نقش محوری خواص، نخبگان، اندیشمندان و نیز حاكمان، نقش توده ها و حمایت و پشتیبانی ملی آنان تأثیر گذار و در صف اول این حركت، حضور مؤثر نسل جوان جامعه چشمگیر است.
بیداری، آگاهی و حركت نسل جوان یك كشور یا جامعه و یا برعكس، خواب آلودگی و غفلت آنان، در پیروزی و شكست آن كشور یا جامعه نقش مهمی ایفا می كند البته در مقام علت یابی یك پیروزی یا شكست باید به عوامل گوناگون توجه كرد.
در تحولاتی كه نسل جوان یك جامعه به عنوان پیشتاز در آن حضور داشته اند، در صورت فراهم بودن سایر زمینه ها و عوامل، موفقیت و پیروزی همواره با آن حركت و نهضت قرین بوده است و آن زمان كه حضور مؤثر و آگاهانه نسل جوان كم رنگ شده است، معمولاً حركت ملی و تحول اجتماعی دچار انقطاع و توقف و ركود شده است. در این رابطه می توان به دو نمونه اشاره كرد؛ یكی در تاریخ انقلاب اسلامی و حیات جمهوری اسلامی ایران و دیگری در تاریخ كشورهای اسلامی؛ كه یكی مثبت و دیگری منفی است:
دوران 8 سال دفاع مقدس، زیباترین و پیروزمندانه ترین صحنه حضور جوانان در تعیین تاریخ یك ملت بوده است. جامعه و نظام نوپایی برآمده از انقلاب با ایثار و گذشت آگاهانه جوانانش توانست كیان و مرز و بوم خود را در مقابل انواع گوناگون تهاجمات حفظ كند و در مسیر رشد و تكامل قرار گیرد.
آن چه در آندلس (اسپانیای فعلی) در سده پانزدهم میلادی به وقوع پیوست، نمونه تلخ و غمباری است كه می تواند بهترین گواه اهمیت نسل جوان باشد؛ چرا كه در روزگاری كه اسلام با سپاهی اندك اما متشكل از سربازان جوان و فداكار، اسپانیا را تا سلسله كوه های پیرِنه (مرز های فرانسه) فتح كرد، آن چه ذهن معاندان بسط فرهنگ اسلامی را به خود مشغول ساخت، از پای در آوردن بازوهای این نظام تازه شكل گرفته بود و به این منظور نوك پیكان تهاجم آنان نه به سوی خزانه های كشور اسلامی بود و نه حاكمان اسلامی، بلكه به سوی جوانان سرزمین اندلس بود.[11]
طرح جامع دشمنان حكومت اسلامی اندلس دارای ابعاد و محور های گوناگون بود كه مهم ترین آن ها عبارت اند از:
1-4) اعزام مبلغان مسیحی به بهانه های مختلف سیاسی، تجاری، ‌فرهنگی و... تا در اجتماعات و بین مردم شروع به ایجاد تشكیك در دین اسلام بنمایند.
2-4) ایجاد چهار دانشگاه بزرگ در پایتخت اندلس با اساتید مسیحی، كه برای تحصیل رایگان جوانان مسلمان تأسیس شده بود. بدیهی است برنامه ریزیهای صورت گرفته به صورت مستقیم و غیر مستقیم در جهت دهی به افكار جوانان مؤثر بود و به گونه ای آرام و تدریجی به سوی پایه های اعتقادی آنان نشانه رفت. در كنار تأسیس این چهار دانشگاه، دانشگاه اسلامی پایتخت رو به ضعف و تعطیلی نهاد.
3-4) برای جلوگیری از تفریحات سالم جوانان مسلمان، پاركهایی ساخته شد و عده ای از دختران، كه برای این كار سال ها تعلیم دیده بودند، در آن ها رها شدند. جوانانی كه تا چندی قبل، اوقات فراغت خود را به تمرین تیر اندازی، سواركاری، شمشیر زنی و مباحث علمی می پرداختند، به طرف این پارك ها هجوم برده و با دختران مسیحی سرگرم شدند.
4-4) كلوپ های شبانه مجللی ساخته شد كه زنان و دختران به عنوان پیش خدمت از مهمانان پذیرایی می نمودند. نكته جالب این كه این كلوپ ها، تمام شب به طور رایگان آماده پذیرایی جوانان بود.
5-4) با خرید باغ های انگور پایتخت، محصولات آن به صورت شراب درآمد و رایگان در اختیار جوانان مسلمان مشغول به تحصیل در دانشگاه ها قرار داده شد.
این برنامه ها همراه با سایر اقدامات اقتصادی و تجاری و با وجود ضعف حكومت مركزی اسلامی، توانست قبح گناه را در نظر جوانان مسلمان بشكند و آنان را گرفتار مسائل ضد اخلاقی و ضد دینی كند.
نیتجه این تلاش ها آن بود كه از اسپانیای مسلمان، یك طبل توخالی ساخته شد كه با هجوم ارتش صلیبی، كنگره های عمارت آن فرو ریخت و نزدیك سه هزار مسلمان، كه بر عقاید خود پایبند بودند، در دادگاه تفتیش عقاید محكوم به سوزاندن شدند و یك میلیون زن و مرد و كودك مسلمان به دستور یكی از ارباب كلیسا از دم تیغ گذشتند و بقیه نیز از آن سرزمین رانده شدند.
در تاریخ معاصر ایران، آن گاه كه دشمنان، استقبال جوانان را از نهضت مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، قیام میرزا كوچك خان جنگلی و یا مانند این ها و همچنین نهضت های اسلامی برخاسته از متن مردم در گوشه و كنار كشور مشاهده كردند، بر آن شدند كه برای همیشه این پتانسیل عظیم مردمی را از میان بردارند. لذا رواج مواد مخدر، اعتیاد، آزادی روابط دختر و پسر، كلوپ ها و پارتی ها، اشاعه بی بند و باری، پخش و تكثیر فیلمها و نوار های مبتذل، مجله های سكسی، خرید و فروش شراب و آلات قمار، به عنوان دستور كار، مورد اجرا قرار گرفت. در این میان، بخشی از جوانان كه تا حدی روح آزادی خواهی و بیداری فطری خود را حفظ كرده بودند و برای نجات جامعه خویش تلاش می نمودند، به زندان ها افكنده شدند. شاید بتوان گفت آن چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در این حوزه صورت گرفت، تلاش برای تكرار تاریخ تلخ و دردبار اندلس بود.
با دقت در حوادث تاریخی مشاهده می كنیم سیاست رواج ابتذال در طول یك نسل می تواند انقلابی را كه با اكثریت قاطع توده (تاریخ فتح اندلس) به پیروزی رسیده است، بدون هیچ درگیری، تسلیم صاحبان قدرت كند.
در جوامع امروزی، به ویژه در جوامعی مانند جامعه جوان ایران اسلامی، پروژه آندلسی كردن و تخریب فرهنگی در قالب های پیچیده و پر زرق و برق و گمراه كننده انجام می شود. فعالیت های فرهنگی مطبوعاتی (حركت های انحرافی در هفته نامه ها، ماهنامه ها و...)؛ ترویج عرفان های كاذب؛ اشتراك دوستان جهانی و ارسال مجله های مختلف غالباً مبتذل از آن سوی مرز ها به طور رایگان برای جوانان؛ ارسال گرین كارت های موقت و كشیدن جوانان به خارج از كشور و اغلب وارد شدن در باند های مافیایی؛ توزیع تصاویر مستهجن و ضد اخلاقی در قالب های گوناگون؛ رواج و گسترش گروه های رپ، هوی متال، و... و امثال آن، كه اغلب بدون محتوا و دارای یك سری آداب خارج از شئون انسانی است؛ از جمله این راه كار های ضد فرهنگی و گمراه كننده هستند. اینك نیز با گسترش فن آوری اطلاعات و عدم كنترل دقیق اینترنت، سایتهای گوناگون فعال شده اند. بسیاری از حركت های خزنده فرهنگی دیگر؛ مانند رواج ایسم ها و مكاتب گوناگون، با استفاده از ضعف آگاهی های نسل جوان، به طرح مسائل مبهم و ایجاد شك و تردید در اعتقادات و ارزش های دینی و ترویج شبهات و... می پردازند كه مقابله با آن ها نیازمند درك و آگاهی صحیح جوانان، هوشیاری و اقدام به موقع مسئولان و متولیان و حضور فكری و فرهنگی اندیشمندان و نخبگان فكری برای پاسخ گویی به پرسش های نسل جوان و شبه زدایی از اذهان است تا تاریخ تلخ اندلس تكرار نشود.
5. آسیب شناسی سیاسی، اجتماعی: بالكانیزه كردن جامعه و كشور
یكی از آسیب هایی كه در ابعاد سیاسی و اجتماعی، انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن را مورد تهدید قرار می دهد، تهدید وحدت ملی و تمامیت ارضی كشور است كه در این نوشتار از آن به «بالكانیزه شدن»[12] یاد شده است.
1-5) وحدت رمز پیروزی انقلاب اسلامی؛ از آن جا كه وحدت و همدلی فرزندان این مرز و بوم، در پرتو اندیشه و رهبری دینی، رمز پیروزی انقلاب اسلامی بوده است؛ لذا با برپایی نظام سیاسی برآمده از این انقلاب، مقوله وحدت ملی كه از جمله مقولات اساسی و حیاتی بوده، از اولین روزهای پیروزی انقلاب، مورد توجه جدی رهبران و نخبگان جامعه قرار گرفت. وحدت ملی از عناصر كلیدی امنیت ملی به شمار می آید؛ لذا رهبران انقلاب همه گروه ها و آحاد ملت را به وحدت، همدلی و مهربانی با یكدیگر دعوت كرده و پیوسته از وحدت به عنوان یكی از نیاز های ضروری جامعه یاد كرده اند.
یكی از آسیب های جدی و جبران ناپذیر جوامع انقلابی و نهضت ها، عامل تفرقه و اختلاف در جمع وفاداران انقلاب و نظام برآمده از آن است. تاریخ نهضت های صد ساله اخیر ایران، گواه این نظر است. عامل شكست نهضت مشروطیت و نهضت ملی نفت، چیزی جز تفرقه،‌ دو دستگی و نفوذ عناصر بیگانه و فرصت طلب در میان وفاداران به نهضت نبود. سیاست «تفرقه بیانداز و حكومت كن»، به عنوان یكی از شگرد های مؤثر دشمن در ناكام ساختن نهضت ها، در حافظه تاریخی این ملت وجود دارد. این نكته از آموخته های مهم امام راحل ـ رحمه الله ـ در تاریخ این مرز و بوم است و به همین جهت مبارزه با این سیاست، در اولویت دستور كار ایشان قرار داشت.
بر این اساس می توان به دلیل تأكید مكرر و همیشگی امام راحل ـ رحمه الله ـ در زمینه وحدت ملی (وحدت كلمه)، به این نتیجه رسید كه؛ وحدت كلمه كه در «گفته ها و نوشته های امام ـ رحمه الله ـ» بیشترین فراوانی را نسبت به سایر واژه ها به خود اختصاص داده است، هم ناظر بر رمز پیروزی و هم معطوف به بقا و تداوم انقلاب و نظام برآمده از آن است و بر عكس، اختلاف و تفرقه، عامل اصلی نفوذ دشمنان و تهدید كننده امنیت و اقتدار ملی و مانع تداوم انقلاب اسلامی است.
اینك در دهه سوم انقلاب با توجه به شرایط داخلی و بین المللی و طرح هایی كه از سوی دشمنان عزت و عظمت ایرانی مسلمان، برنامه ریزی شده است و در مقاطع مختلف آثار و علائم آن را مشاهده كرده ایم، حفظ وحدت و استحكام پایه آن بیش از پیش ضرورت دارد. امنیت ملی در گرو وحدت ملی و همدلی و وفاق آحاد ملت، به ویژه نخبگان تأثیر گذار است، البته این به معنی و مفهوم اختلاف نظر و دیدگاه نیست، بلكه منظور تشتت و تفرقه در حوزه اصول و چارچوب ها و محكمات جامعه و كشور است.
بنابر این، اختلاف سلیقه و برداشت در عین حال كه برای توسعه و رشد سالم یك جامعه مفید و ضروری است، می تواند جامعه ای را نیز از هم بپاشد و به وحدت ملی آسیب جدی وارد سازد. حالت دوم زمانی است كه طرز تلقی های موجود، موازین و شاخص های منافع ملی و مصالح اسلامی را نادیده گرفته، بخواهند خواسته های خود را به هر نحو ممكن و خارج از قواعد پذیرفته شده در قانون اساسی و معیار های اخلاقی و اسلامی به كرسی بنشاند.
2-5) وحدت ملی در قانون اساسی؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول متعدد به اصل وحدت و همبستگی ملی و لزوم احترام به آن اشاره می نماید؛ از جمله: در اصل دوم كه در كنار عدل،‌ قسط و استقلال همه جانبه، به همبستگی ملی به عنوان یكی از اهداف عالیه نظام اشاره می كند.
اصل نهم قانون اساسی مقرر می دارد «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی كشور از یكدیگر تفكیك ناپذیرند و حفظ آن ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران كمترین خدشه ای وارد كند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب كند».
همچنین اصل بیست و ششم قانون اساسی بیان می دارد «احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شاخته شده آزادند، مشروط به اینكه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساسی جمهوری اسلامی را نقض نكنند.
هیچ كس را نمی توان از شركت در آن ها منع كرد یا به شركت در یكی از آن ها مجبور ساخت.»
غیر از سرزمین و مرزهای جمهوری اسلامی ایران، كه فضای حیاتی مردم است و مردم در داخل مرزهای آن احساس وابستگی نسبت به آب و خاك خود می نمایند و همبستگی عمیق و اجتناب ناپذیری را نسبت به یكدیگر احساس می كنند، پایه های اصلی وحدت ملی در قانون اساسی جمهوری اسلامی را می توان دین، مذهب، خط، زبان، تاریخ و پرچم بیان نمود.[13]
در میان پایه های وحدت ملی در جمهوری اسلامی، دین اسلام و مذهب شیعه همواره یكی از پایه های اساسی به شمار می رود. اصل دوازدهم قانون اساسی مقرر می دارد «دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است.»
از جمله شاخصه های وحدت ملی در جمهوری اسلامی، كه می بایست به آن ها توجه نمود تا در صورت تحقق كامل آن ها، وحدت مورد نظر محقق شود، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
ـ از بین رفتن منازعات قومی، سیاسی و مذهبی؛
ـ افزایش اعتماد تمامی اقشار و گروه های جامعه نسبت به نظام؛
ـ از بین رفتن تفرقه در میان نیرو های وفادار به نظام؛
ـ اجماع نظر نخبگان جامعه در خصوص اهداف، برنامه ها و سیاست های كلان نظام؛
ـ همنوایی و همدلی مردم در تصمیم گیری های نظام و از بین بردن مشكلات و موانع؛
ـ پایبندی مردم به اصول، قوانین، ارزش ها و هنجار های نظام اسلامی؛‌
ـ دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود با شركت در انتخابات و... ؛
ـ رابطه نزدیك مسئولان و مردم.
از جمله موارد مهم مذكور برای تحقق وحدت ملی در جمهوری اسلامی ایران، همنوایی و همدلی مردم و تمامی گروه ها در تصمیم گیری های نظام است.
در جریان انقلاب اسلامی و بعد از آن همواره وحدت كلمه و همدلی و همراهی مردم با نظام اسلامی نتایج مهمی در روند حركت انقلاب اسلامی به وجود آورده است. همدلی و همراهی مردم باعث شده كه این انقلاب از كوران توطئه‌ها و بزرگترین جنگ معاصر كه قدرت های بزرگ دنیا طراحی، برنامه ریزی و هدایت آن را بر عهده داشتند به سلامت بدر آید و پس از پیروزی بر دشمنان به سازندگی جامعه بپردازد.
3-5) رقابت های سالم سیاسی و انتخاباتی؛ یكی از ویژگی های مهم جمهوری اسلامی ایران، حضور مردم در صحنه مشاركت سیاسی و اجتماعی است كه یكی از مهمترین نماد های آن، انتخابات متعدد است.
انتخابات در كشور ما از بارز ترین و برجسته ترین محملهای مشاركت در اداره ‌امور كشور محسوب می شود. اصل ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران كه به انتخابات اختصاص یافته است، بیان می دارد: «در جمهوری اسلامی ایران، امور كشور باید به اتكای آرای عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رئیس جمهور،‌ نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ‌اعضای شورا ها و نظایر این ها، یا از راه همه پرسی در مواردی كه در اصول دیگر این قانون معین می گردد.»
از آن جا كه عرصه انتخابات، عرصه رقابت گروه ها، احزاب و جناح های سیاسی است، لازم است چارچوب رقابت ها به صورت دقیق و بر پایه موازین قانونی تعریف شود تا آسیبی به ثبات سیاسی و اجتماعی و وحدت ملی كه مؤلفه كلیدی امنیت است وارد نشود.
ضمن آن كه تأمین منافع ملی،‌ دارای یك همبستگی مثبت با امنیت ملی و وحدت ملی است. هر چه امنیت ملی و وحدت ملی كشور بالاتر باشد، كشور ما در صحنه بین المللی بهتر می تواند منافع ملی خود را تأمین نماید.
اگر بخواهیم نقش فعالی در جهت تأمین منافع ملی و مصالح اسلامی كشورمان ایفا نماییم و به نفع استقلال و توسعه كشور بهره برداری نماییم باید در داخل كشور ثبات و استحكام لازم وجود داشته باشد. جلب و جذب منافع ملی در گرو ثبات سیاسی كشور است و از عمده ترین راه های تحقق ثبات سیاسی و اقتدار كشور،‌حضور و مشاركت گسترده تمامی اقشار و گروه های جامعه در صحنه سیاسی و از جمله تجلیات بارز این حضور و مشاركت، صحنه انتخابات عمومی است. در صورتی كه مردم خود را در سرنوشت و تصمیمات اساسی جامعه سهیم بدانند، باعث خواهد شد تا به جای اصالت دادن صرف به منافع شخصی و گروهی، به منافع عمومی كل كشور نیز توجه و اهتمام داشته باشند. در این میان رقابت سالم انتخاباتی بر نشاط و شور اجتماعی می افزاید و در تنویر افكار عمومی و آشنایی مردم با مواضع و برنامه های احزاب و گروه های سیاسی موثر است. رعایت حدود قانونی و مرز های امنیت و وحدت ملی در رقابت های سیاسی، ‌تضمین كننده انسجام و همدلی فرزندان این سرزمین و تمامیت ارضی آن است و در افزایش میزان مشاركت شهروندان در عرصه های اجتماعی، مانند انتخابات تأثیر مثبت دارد.
4-5) بزرگنمایی اختلافات با بهره گیری از عملیات روانی ـ رسانه ای؛ یكی از نشانه ها و ملاك های وجود دمكراسی در یك جامعه، وجود آزادی های قانونی؛ از جمله آزادی بیان و نظر و دیدگاه است كه اگر فرد، گروه و جمعیتی یا حزبی با بعضی از اعمال هیأت حاكمه و جناح حاكم مخالف باشد، بدون نگرانی و ترس این نظر مخالف را بیان كند و به انتقاد بپردازد. جالب این جا است كه رسانه های غربی كه تبلیغات فراوانی مبنی بر وجود این نوع آزادی در كشور های خود به راه می اندازند و به تبلیغ چند صدایی و سیاست چند حزبی می پردازند و برخورد عقاید و دیدگاه های گوناگون را لازمه نشاط و پویایی جامعه معرفی می كنند، وقتی نوبت به كشور هایی نظیر ایران می رسد، آن ها را یا متهم به غیر دمكراتیك بودن می كنند و یا در صورت تضارب آرا و بیان نظرات مخالف، آن را دلیل نارضایتی مردم از حكومت و نشانه ضعف و بی ثباتی و تزلزل آن معرفی می كنند. بدیهی است كه در هیچ نظام سیاسی، همه احزاب و جناح و گروه ها و افراد در همه حوزه ها وحدت نظر ندارند و یا با آن چه گروه حاكم انجام می دهد، موافقت كامل ندارند. این اختلاف نظر و رساندن پیام آن به هیأت حاكمه، برای اصلاح امور لازم است متأسفانه در چارچوب طرح «بالكانیزه كردن» جامعه، حكومت و سرزمین ما، هرگاه مقام، گروه و یا شخصی به انتقاد می پردازد با جنجال رسانه ای گسترده، آن انتقاد به عنوان وجود جنگ و جدال و اختلاف درون حكومت، مورد سوء استفاده قرار می گیرد تا بی ثباتی و تزلزل و عدم استحكام پایه های امنیت و اقتدار ملی را به نمایش بگذارند. به عبارت دیگر، همان دیدگاه های مخالفی كه در مغرب زمین نشانه وجود دمكراسی و نشاط جوامع معرفی می شود، در سایر كشور ها به نقطه ضعف تبدیل می گردد.[14]
6. آسیب شناسی اقتصادی: طبقاتی كردن جامعه
1-6) پیش درآمد؛ در حوزه آسیب شناسی اقتصادی، با عنایت به شعار محوری عدالت در انقلاب اسلامی ـ كه در گفتار دیگری بدان پرداخته شد ـ مقوله فاصله و شكاف طبقاتی در بستر فقر و فساد و تبعیض دارای اهمیت است.
بنابر این مبارزه با ناروایی ها و ناداریی ها و فساد های ناشی از آن در اولویت قرار دارد. با مراجعه به متن جامعه، اهمیت این مقوله، كه از مهمترین دغدغه های امروز شهروندان به شمار می رود، تأیید می شود.
اگر سخن از حقوق شهروندی به میان می آید: كه به نیكی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به ویژه در فصل سوم آن و به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است، باید با نگاهی جامع همه این حقوق را مورد توجه قرار داد و در مدیریت جامعه اولویت ها را لحاظ كرد.
اگر در نگاه خود به مسائل جامعه، انصاف را رعایت كنیم و با مردم، به ویژه اقشار متوسط به پایین، در تماس و با دردهای آنان آشنا باشیم، متوجه خواهیم شد كه نیاز مردم جامعه ما، عدالت و ریشه كن كردن فقر و فساد و تبعیض و توسعه ای موزون و عدالت محور است. دعواهای مطرح؛ از جمله دعوای تقدم یك وجه توسعه بر وجه دیگر، دغدغه عموم مردم نیست. مردم در پرتو انقلاب اسلامی،‌ به دنبال آباد كردن دین و دنیای خود بودند. با نام خدا قیام كردند و بر پایه دستورات دین و در چارچوب آن خواهان كشوری آباد هستند. البته این انقلاب یك انقلاب مادی نبود و با رویكرد ها و تئوری های مادیگرایانه نیز قابل تفسیر و تحلیل نیست؛ اما نباید فراموش كرد كه اگر احتیاجات اولیه زندگی مردم تأمین نشود و گرفتار نان شب شوند، در آن صورت دین و ایمان آنان در خطر است، چه رسد به كشور و حكومت و رژیم سیاسی و مشروعیت آن.[15]
2-6) ابعاد نرم افزاری امنیت ملی و مقوله شكاف طبقاتی؛ در برداشت نوین از امنیت ملی، ضمن تأیید منابع خارجی و فرامرزی تهدیدات علیه یك كشور و بالطبع پذیرش راه مقابله با آنها؛ یعنی به كارگیری ابزار و وسایل نظامی، كه همان امنیت سخت افزاری و ضامن امنیت فیزیكی و حفظ مرزهای ملی و كیان دولت و ملت است، بر حوزه های دیگری تأكید می شود كه در دو دهه اخیر در سایه تحولات جهانی روز به روز به اهمیت آن ها افزوده می شود، كه برخی صرفاً منبع داخلی داشته و برخی منابع مشترك داخلی و خارجی دارند. از جمله این مسائل، موضع رشد و توسعه سیاسی و اقتصادی، فرآیند ملت سازی و دولت سازی در یك سرزمین، مشروعیت حكومت ها، بحران های قومی، شكافهای طبقاتی و فقر اقتصادی، مسائل محیط زیست و... است كه در یك دسته بندی كلان می توان از آن ها به عنوان ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی یاد كرد، كه همان امنیت نرم افزاری است. به عبارت دیگر؛ فقدان نگاه جامع در حوزه توسعه همه جانبه و پایدار، ناتمام ماندن پروسه فرهنگ سازی و ناهمانگی فرآیند های ملت سازی و دولت سازی، نارضایتی عمومی از حاكمیت، دعواهای قومی و ناتوانی یك نظام سیاسی در اداره آن در چارچوب یك میثاق ملی، گسترش ناداری و فقر اكثریت جمعیت یك كشور و دارایی بیش از حد عده ای قلیل و تعمیق شكاف ها، به مخاطره افتادن فرهنگ ملی و بومی یك كشور در صحنه جهانی، تبدیل تعامل فرهنگی به تهاجم فرهنگی و غلبه فرهنگ سلطه طلب و هژمونیك و تخریب منابع طبیعی و به خطر افتادن عناصر اولیه حیات و . از خطرات جدی برای تهدید دولت ها و ملت ها به شمار می رود. این منابع تهدید، بر خلاف دشمنان مستقیم و رو در رو در ابعاد نظامی، پیچیده هستند، كه در صورت مؤثر افتادن آن ها و عدم اقدام دقیق و لازم در این خصوص، دیگر برای فروپاشی و شكست یك نظام، نیازی به ابزار نظامی نخواهد بود. نمونه های تاریخی فراوانی از زوال و سقوط حكومت ها وجود دارد كه عوامل فرهنگی و اقتصادی در آن ها نقش اصلی را ایفا كرده اند. در ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام، بی عدالتی ها و ظلم های به ناحق روا شده در مورد شهروندان، عامل سقوط بسیاری از حكومت ها بود. همان گونه كه قبلاً اشاره شد فروپاشی و سقوط حكومت اسلامی در آندلس (اسپانیای فعلی) با ابزار نظامی صورت نگرفت، بلكه انحطاط فرهنگی و اخلاقی، ‌كه البته دشمنان آگاه در آن نقش بسزایی داشتند، این سرزمین را از اسلام جدا كرد.
در حوزه تهدید شناسی امنیت ملی، آن چه در این گفتار مورد بحث قرار می گیرد، بعد اقتصادی، به ویژه مقوله شكاف طبقاتی و علل و عوامل آن است.
توجه به وضع زندگی و معیشت مردم در هر نظام سیاسی و در هر زمان و مكانی از اهمیت زیادی برخوردار است. تشدید نابرابری های اقتصادی و شكاف های طبقاتی، تقسیم مردم به طبقات فرا دست و فرو دست و گسترش بی عدالتی، پتانسیل لازم را برای ناامنی و شورش در جامعه به وجود می آورد بر این اساس، یكی از مهمترین مسائل و مأموریت ها در یك نظام سیاسی، مسأله برابری اجتماعی و رضایت اقتصادی مردم است. لذا مسئولین حكومتی باید برای رفع تبعیضات اجتماعی و مشكلات اقتصادی، كه باعث پدید آمدن اكثر مسائل و مفاسد اجتماعی نظیر فقر، جرایم و بزهكاری های مختلف و همچنین عدم سلامت ساختار اداری و مفاسدی نظیر رشوه و اختلاس می گردد، بكوشند.
در مباحث جامعه شناسی سیاسی، برخی نظریات در تحلیل بی ثباتی و تزلزل نظام های سیاسی، به سازمان اقتصادی جامعه نظر دارند و منازعات سیاسی را ناشی از اختلاف طبقاتی و شكاف عمیق میان توانگران و تهیدستان می دانند. ارسطو یكی از خطر های تهدید كننده پایداری نظام های سیاسی را افزایش نامناسب نسبت فقرا به توانگران می داند كه به تجزیه كامل دولت به دو قطب توانگران و تهیدستان می انجامد. آن گاه با كشمكش طبقاتی میان این دو، نظام سیاسی با بی ثباتی مواجه می شود و از پیمودن مسیر توسعه باز می ماند. برخی صاحب نظران بحران های اقتصادی و بالا رفتن قیمت ها و مالیات های فزاینده را از علل نارضایتی عمومی و شورش های اجتماعی به شمار می آورند.
برخی از اندیشمندان سیاسی مانند «لیپست» اعتقاد دارند كه شرط لازم و اساسی وجود یك نظام مردم سالار و دارای پایگاه اجتماعی مستحكم، وجود اقتصادی شكوفا است؛ اقتصادی كه در آن اكثر قریب به اتفاق جامعه از رفاه نسبی بهره ببرند و معتقد باشند كه اقتصاد اساساً با ثبات است. به عبارت دیگر؛ این گروه از اندیشمندان بر این باور هستند كه نه تنها بهبود اقتصاد شهروندان مهم است، بلكه اطمینان آن ها از این كه پایگاه اقتصادی خود را از دست نخواهند داد یا تغییرات ناگهانی اقتصادی بر آن تأثیر نخواهد گذاشت، نیز دارای اهمیت است.[16]
3-6) برخی عوامل به وجود آورنده یا تشدید كننده شكاف های طبقاتی؛
1. توزیع نابرابر ثروت در سطح شهروندان ـ تمركز و تكاثر از سویی و فقر و مسكنت از سوی دیگر؛
2. توزیع نابرابر امكانات و در آمد های ملی در سطح مناطق جغرافیایی (تقسیم های كشوری نامتناسب) ـ تبعیض بین مناطق و عدم رشد متناسب و هماهنگ مناطق مختلف؛
3. انحصارات اقتصادی و عدم رونق تعاونی ها؛
4. خصوصی سازی بی برنامه و بدون نظارت و كنترل؛
5. نظام مالیاتی ناعادلانه و ناكار آمد (سنگینی بار مالیاتی بر دوش كارگر و كارمند و فرار از مالیات سرمایه داران)؛
6. سوء استفاده از اموال عمومی و دولتی و موارد دیگر ذكر شده در اصل 49 قانون اساسی؛
7. ثروت باد آورده ناشی از موارد فوق و سایر دیگر؛
8. نظام غیر عادلانه حقوق و دستمزد (دستمزد های كلان عده ای و دستمزد های نامتناسب اكثریت)؛
9. فاصله گرفتن مسئولان از مردم به جهت سطح زندگی و این كه خاستگاه مسئولان، اقشار متوسط و پایین جامعه نباشد كه با درد و رنج آنان آشنا باشند و یا این كه تغییر موضع و جایگاه طبقاتی بدهند؛
10. اشرافی گری مسئولان و تسری آن در بین مردم؛
11. عدم شایسته سالاری در تصدی مسئولیت ها، اعمال باندبازی، تبارگماری و خانواده سالاری و تمركز مسئولیت در دست عده ای معدود و عدم چرخش نخبگان و مدیران، ضمن دامن زدن به فساد اداری، باعث سرخوردگی مردم به ویژه جوانان شایسته می شود.
4-6) فقر و ناداری در ادبیات دینی؛ فقر و ناداری مردم و عدم توجه به اقشار محروم، از جمله عوامل بحران های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و فروپاشی حكومت ها و جوامع است. هنگامی كه دنیا گرایی در میان حاكمان رواج یابد و به دنبال جمع كردن ثروت و كاخ نشینی برآیند و گرفتار اتراف و اسراف شوند، روحیه گریز از ناداران و فقرا و اقشار ضعیف و آسیب پذیر در آنان ایجاد و تقویت می شود، كه همین امر زمینه براندازی و زوال حكومت را به وجود خواهد آورد.
فقر و تهیدستی مردم، نقش بسیار مهمی در بریدن آنان از حكومت دارد و باعث می شود حكام و سردمداران از دید مردم بیفتند و نفرت آنان را در دل خود بكارند تا به اقتضای زمان مناسب، از خود آشكار نموده و بروز دهند لذا حكومت باید با اقدامات مناسب و برنامه ریزی كوتاه مدت و دراز مدت، اجازه ندهد از این زاویه رابطه اش با مردم خدشه دار گردد.
اسلام به عنوان یك دین جامع نگر به نیازمندی های مادی و معنوی انسان توجه دارد. حمایت از محرومان و مبارزه با اختلافات طبقاتی در رأس برنامه های اجتماعی و اقتصادی آن قرار دارد. از جمله وظایف حكومت اسلامی و موارد مصرف بیت المال مسلمین، حمایت مالی مستمر از فقرا و مساكین و به طور كلی كلیه كسانی است كه به هر دلیل از تأمین معاش و زندگی شایسته بازمانده اند.
از آن جا كه اقتصاد در اسلام، وسیله است و از وسیله انتظاری جز كارآیی بهتر در راه وصول به هدف نمی توان داشت، لذا اهداف برنامه های اقتصادی اسلام چیزی جز فراهم كردن زمینه مناسب برای بروز خلاقیت ها و شكوفایی استعداد های انسانی نیست، به همین جهت، تأمین امكانات مساوی و ایجاد كار برای همه افراد و رفع نیازهای ضروری جهت استمرار حركت تكاملی او، بر عهده حكومت اسلامی است. نتیجه منطقی این نظریه چنین است كه اقتصاد در خدمت انسان است نه انسان در خدمت تولید و اقتصاد بنابر این در كنار برآورده ساختن نیازهای مادی انسان در جریان رشد و تأمین استقلال اقتصادی جامعه و نفی هرگونه وابستگی و اسارت اقتصادی، ریشه كن كردن فقر و محرومیت، از مهم ترین اهداف اقتصاد اسلامی است.
اینك به مقوله فقر و ناداری و علل و عوامل و آثار منفی آن در یك جامعه و نیز برخی راهكار های فقر زدایی از منظر روایات اشاره می شود:
1. فقر نابودی بزرگ است[17]و جامعه را به نیستی می كشاند.[18] امام علی ـ علیه السلام ـ قبر را از فقر برتر می شمارد؛ دلیل آن شاید این باشد كه در قبر انسان دچار ذلت و خواری نمی شود؛ ولی فقر، بدتر از آن را نیز به دنبال دارد.[19]
2. فقر عامل نارضایتی همگانی است كه نهایتاً نابودی حكومت و جامعه را در پی دارد؛ لذا امام علی ـ علیه السلام ـ در یك تقسیم بندی كلی جامعه را به دو گروه خاص و عام تقسیم می كند و در نامه اش به استاندار خود مالك اشتر، از او می خواهد كه خشنودی عامه را سرلوحه سیاست اداره جامعه قرار دهد نه رضایت خواص و افراد متمكن را؛ زیرا ناراحتی خواص مشكل حادی نمی آفریند و اگر هم مشكل آفرین باشد با همگامی با حكومت، قابل حل خواهد بود، ولی نارضایتی عامه مردم با رضایت خواص از حكومت، قابل حل نیست.[20]
3. فقر عامل گریز از دین، كفر[21] و تشویق اندیشه و بد بینی در جامعه است؛ لذا امام علی ـ علیه السلام ـ در توصیه به فرزندش از او می خواهد كه از فقر به خدا پناه ببرد.[22] فقر بلای دین و موجب رشد بزهكاری ها و ناهنجاریهای اخلاقی در جامعه، بدبینی و سوء ظن، حسادت، بغض و كینه، دزدی، چپاول، نا امنی و... شمرده می شود و اساساً عامل پریشانی اذهان و اضطراب جامعه است. بنابر این نا امنی، بی بندو باری، حقارت، تملق، دزدی، سوء ظن، حسادت و... با فقر همراه هستند؛ لذا اگر هر حكومت و یا جامعه ای بخواهد از مسائل یاد شده رهایی پیدا كند، باید معضل فقر و ناداری را حل نماید.
وقتی دین و ایمان و كمالات معنوی در انسان افول كرد، اصول اخلاقی و ارزش های انسانی در او كم رنگ می شود و انحراف، كج روی و كج اندیشی در او راه می یابد. با عقلی مدهوش و سرگردان[23] چگونه می توان مسائل و مشكلات فردی و اجتماعی را حل و راه های رشد و توسعه را طی كرد؟! سر انجام این كه با بودن عداوت و دشمنی در بین مردم، آسایش، آرامش و امنیت از جامعه رخت بر می بندد و رفته رفته جامعه در جهل و عقب ماندگی غوطه ور می گردد.
4. فقر آفتی است كه عقیده و ایمان، اخلاق و رفتار و فكر و اندیشه را در حوزه های فردی، خانوادگی و اجتماعی تحت تأثیر قرار می دهد و مسیر حركت جامعه را از اعتدال خارج می كند.
انسان فقیر به دلیل فقر و محرومیت، به خصوص اگر در كنار او ثروت های زیاد انباشته شده باشد، به عدالت الهی شك می كند و به تدریج پایه های اعتقادی و اخلاقی او سست می گردد.[24]
5. با گسترش دامنه فقر در جامعه، پشتوانه های دفاعی حكومت ضعیف می شود؛ لذا تأكید امام علی ـ علیه السلام ـ بر رسیدگی به امور معیشتی عموم مردم و توجه حكومت به آنان است نه خواص، كه در پیشامد های سخت روزگار كم صبر ترین افراد هستند.
توده مردم، ستون دین و جمعیت آماده دفاع بر ضد دشمنان هستند[25] لذا سفارش ویژه امام ـ علیه السلام ـ به لایه های زیرین جامعه از جمله نیازمندان و مسكینان و كمك به آنان است.[26]
6. فقر عامل نا امنی اجتماعی است.[27] مطالعات مختلف نشان می دهد كه بسیاری از بحران های اجتماعی و مفاسد و نا امنی ها، نتیجه فقر و ناداری است كه به صورت نهان یا آشكار در جوامع وجود دارد.
7. از عوامل فقر و ناداری سوء استفاده ثروتمندان از حق فقرا است.[28]
منابع :
[1]. غلام علی حداد عادل، «تحول جمعیتی جوانان جامعه ایران زمینه ای برای آسیب شناسی انقلاب»، آسیب شناسی انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات)، ویراستار محمد مهدی محمدی، تهران: دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه صنعتی شریف، 1379، صص 6 ـ 425.
[2]. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، استاد مطهری به موضع آفات نهضت می پردازد. (مرتضی مطهری، نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، انتشارات صدرا، تهران، 1371.) این موضوع در بیانات امام خمینی ـ رحمه الله ـ و رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای جایگاه ویژه را به خود اختصاص داده است.
[3]. غلامعلی حداد عادل، همان.
[4]. آسیب شناسی (Pathology) مبحث مطالعه علل بیماری و عوارض و علائم غیر عادی است كه از علوم پزشكی به علوم اجتماعی وارد شده است. (عباس آریانپور و منوچهر آریانپور، فرهنگ دو جلدی دانشگاهی انگلیسی ـ‌فارسی، ج2، ص 1569). پ
[5]. حسن بنیانیان، «مدلی بر آسیب شناسی انقلاب اسلامی»، آسیب شناسی انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات)، همان، ص 128.
[6]. علی ذوعلم، «آسیب شناسی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله ـ »، آسیب شناسی انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات) همان، ص 25.
[7]. محمد تقی مصباح، «اصل آسیب شناسی انقلاب اسلامی»، آسیب شناسی انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات)، همان، ص 5-164.
[8]. داود مهدوی زادگان، «معنا و مفهوم آسیب شناسی انقلاب اسلامی»، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، (مجموعه مقالات)، همان، ص 119.
[9]. آیت الله سید علی خامنه ای، «انقلاب پویا»، آسیب شناسی انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات)، همان،‌ص 12.
[10]. علی ذوعلم، همان، ص 35.
[11]. مراجعه شود به: آخر ایام غرناطه، و هو كتاب نبذه العصر فی انقضاء دوله بنی نصر، لمؤلف اندلسی من رجال القرن التاسع الهجری معاصر لسقوط غرناطه، حققه و قدم له الدكتور محمد رضوان الدایه، دمشق: دار حسان للطباعه و النشر، 1984 م (1404هـ).
[12]. منظور از بالكانیزه شدن (كردن)، اجرای طرح تجزیه قومی و سرزمینی اعمال شده در اروپای مركزی و منطقه بالكان است كه در مورد كشور هایی كه دارای قومیت های مختلف هستند، اعمال می شود. در این نوشتار این واژه علاوه بر حوزه تمامیت ارضی در مورد تهدیدات و چالش هایی كه متوجه وحدت و همدلی فرزندان ایران اسلامی است، به كار گرفته شده است.
[13]. قاسم شعبانی، حقوق اساسی و ساختار حكومت جمهوری اسلامی ایران، انتشارات اطلاعات، تهران، 1373، صص 91 و 92 پ.
[14]. یوسف كریمی، «جنگ روانی غرب علیه ایران»، مجله سیاست دفاعی؛ به نقل از : درآمدی بر ریشه های انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات). نشر معارف، 1376، صص 4 ـ 363.
[15]. كاد الفقر ان یكون كفراً، البته در روایات دیگر آمده است كه «الفقر فخری»؛ منظور از فقری كه به بی دینی و كفر می انجامد، فقر اجباری است. اما فقری كه موجب مباهات رهبران دین ماست، فقر انتخابی است كه در فقر الی الله نمایان می شود كه عین دارایی است و طبیعتاً در این مسیر زهد خط مشی فقیر الی الله است. منشأ و مبدأ فقری كه مذموم است،‌بی عدالتی و ظلم است كه باعث نابودی حكومت ها می شود. (محمد رضا مهدوی كنی، تقریرات درس اخلاق اسلامی، دانشگاه امام صادق ـ علیه السلام ـ‌، 1365).
[16]. پیتر كیویستو، اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری تهران، نشرنی، 1378، ص 104.
[17]. الفقر الموت الاكبر (نهج البلاغه، حكمت 154).
[18]. و انما یؤتی خراب الارض من اعواز اهلها (به طور حتم ویرانی یك سرزمین از فقر و تهیدستی مردم آن است (كلمه «اعواز» از «عوز» گرفته شده یعنی فرد نیازمند به چیزی كه آن را به دست نمی آورد) ـ نهج البلاغه، صبحی صالح ص 436 و نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1014.
[19]. علی اكبر علیخانی، پیشین، ص 40.
[20]. ... فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه و ان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه ... نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 103، نهج البلاغه، صبحی، صالح ص 429.
[21]. كاد الفقر ان یكون كفرا و از صوفی مصری (دوالفنون) نقل شده است كه: ... كافر ترین مردم فقیری است كه صبر او لبریز شده باشد. (یوسف القرضاوی، مسأله فقر از دیدگاه قرآن و مردم، ترجمه عادل نادر علی،‌تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1363، ص 18).
[22]. یا بنی انی اخاف علیك الفقر، فاستعذ بالله منه، فان الفقر منقصه للدین، مدهثه للعقل، داعیه للمقت (نهج البلاغه / حكمت 319) و یا اللهم من وجهی بالسیار و لا تبذل جاهی بالاقتار؛ خدایا آبرویم را با بینیازی نگهدار و با فقر و تنگدستی شخصیت و مكانت مرا تباه مكن (نهج البلاغه، خطبه 225).
[23]. الفقر یخرس الفطن عن حجته؛ ... فقر و تهیدستی (حتی) انسان زیرك و باهوش را در برهان، كند و ناكارا می سازد» (نهج البلاغه، حكمت 3).
[24]. من لا معاش له، لا معاد له.
[25]. اضعف صبراً ملمات الدهر من اهل الخاصه و انما عمود الدین و جماع المسلمین و العده للاعداء، العامه من الامه فلیكن مفوك لهم و میلك معهم (نهج البلاغه، نامه 53، نامه مالك اشتر).
[26]. ثم الطبقه السفلی من اهل الحاجه و المسكنه الذین یحق رفدهم و معونتهم (همان).
[27]. از ابوذر غفاری نقل شده است كه: «عجبت لمن لا یجد القوت فی بیته كیف لا یخرج علی الناس شاهراً سیفه (در تعجب هستم از كسی كه غذا در خانه او پیدا نمی شود، چگونه شمشیر خود را بر مردم نمی كشد؟).
[28]. علی ـ علیه السلام ـ : لما جاع فقیر الا بما متع به غنی و الله تعالی سائلهم عن ذلك.
هیچ فقیری گرسته نمی ماند مگر به واسطه این كه ثروتمندان از حق آنان بهره مند شده اند و خداوند آن ها را بدین سبب مؤاخذه خواهد كرد. (نهج البلاغه، خطبه 328).
محمد رضا مجيدي - ده گفتار پيرامون انقلاب اسلامي، ص 112- 137

 

نویسنده:
تاریخ و زمان انتشار: 1389-5-7 10:54:38 هجري شمسي
مرجع:
نظر شما:
14 نظر - 3.29 از 5
ارسال:
 
عنوان محتوا  
نشانی صندوق پست الکترونیک  
متن نظر  
کد امنیتی = ۱۴ + ۳  

زندگینامه علما :
*
آخوند خراسانی، محمد كاظم
*بهاء الدینی ، سید رضا
*وحید بهبهانی، محمد باقر
*بروجردی، سید حسین
آخرین مقالات :
*شق القمر
*28 صفر رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص)
*واقعه غدیر خم
*زمینه های تاریخی حادثه غدیر
*شرایط سیاسی و اجتماعی جزیرة العرب و زمینه های رشد اسلام
پرسش و پاسخ :
*به نظر شما 2012 به وقوع خواهد پیوست؟

اذان صبح  
طلوع آفتاب  
اذان ظهر  
غروب آفتاب  
اذان مغرب  
روز
ماه
شهر
به نظر شما کدام شیوه در زمینه امربه معروف ونهی ازمنکر بازخورد بهنری دارد؟






نمایش نتایج
فلسفه تعلیم و تربیت
بررسی روشهای تعلیم و تربیت پیامبران از نظر قرآن و احادیث
تربیت اخلاقی کودک و نوجوان از دیدگاه اسلام
پرخاشگری در کودکان و نحوه مدیریت آن
معلم رکن آموزش و پرورش
بررسي بعضي از مفاهيم روان‌شناسي اجتماعي از ديدگاه قرآن
فلسفه تربیتی اسلام
ب‍ررس‍ی‌ م‍ب‍ان‍ی‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ و ت‍رب‍ی‍ت‌ اس‍لام‍ی
بررسي عوامل مؤثر در جذب دانش‌اموزان به نماز
فعاليتهاي فرهنگي - تربيتي سازمان بسيج دانش آموزي

تبلیغات



© 1388